بشكست اگر دل من به فدای چشم مستت
پنج نفری وارد درمانگاه شديم،همه هول برشان داشته بود،يك نفر غرق خون توی آغوش جباری،3 نفر هم با لباس خونی و اسلحه دنبالش...اولين دكتری كه آمد و نبض آقا را گرفت،بی‌معطلی گفت:ديگه كار از كار گذشته و رفت.پرستاری جلو آمد و گفت:ببرينش بيمارستان بهارلو؛پل جواديه ...

سخنرانی ناتمام
سخنرانی ناتمام آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران - 6 تیر 1360 ...

آخرین مطالب
ویژه های سایت
برخی از مطالب (تصادفی)