تاريخ انتشار : ۸ تیر ۱۳۹۳ تعداد بازديد : 3441

 ما را فراموش نکنید…


وقتی واقعاً این مملکت را امام زمان (عجل الله فرجه) نگه داشته است…

پیرمردی از اهالی آن تپه خبر داده بود شب های جمعه نور سبزی در آنجا می بیند، با تعدادی از بچه ها برای تفحص راه افتادیم و بعد از چندین ساعت جست و جو پس از یافتن حدود ۴۰ شهید منطقه را ترک کردیم.

حدود دو هفته در عبور از منطقه مجداداً پیرمرد را دیدیم، ایستادیم و من گفتم: "خیلی از شما متشکرم، آدرسی که شما به من دادید، رفتیم و آنجا شهدایمان را پیدا کردیم"

به ناگاه پیرمرد گفت: "نه، هنوز در آنجا شهید هست و من دوباره شب جمعه آنجا نور سبز را دیدم."

لذا مجداداً به تپه ها برگشتیم و وجب به وجب آنجا را گشتیم، اما از صبح تا ظهر هیچ خبری نشد…

خسته شدیم… این را به شهدا گفتیم و از آنها خواستیم تا کمک کنند پیدایشان کنیم.

در همین حین یکی از بچه ها با سر نیزه روی زمین را کوبید، نوک یک پوتین پیدا شد، سریع خاک ها را کاملاً از اطراف جنازه اش خالی کردیم.

از جیبش یک کیف پلاستیکی در آوردم، در داخل آن یک وصیتامه بود، تمام کارت شهدا بعد از آنکه از خاک بیرون می آوردیم با هوا خوردن، نوشته هایش پاک می شد. اما وقتی تای کاغذ را باز کردم در عین آنکه هیچ اثری از پوسیدگی در آن نبود، نوشته هایش کاملاً سالم و ثابت باقی ماند. لذا مشتاق تر از همیشه شروع به خواندن کردم :

من سید حسن، بچه ی تهران و از لشکر حضرت رسول صل الله علیه و آله هستم … بعد از معرفی به اصل نامه اش رسیدم که اینچنین نوشته بود:

پدر و مادر عزیزم! شهدا با اهل بیت ارتباط دارند. اهل بیت شهدا را دعوت می کنند. فردا شب، شب حمله است. بدانید که شهدا بر حق اند. پشتوانه ی این مملکت، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. اگر این اتفاق نیفتاد، هر فکری که شما می کنید، بکنید.

پدر و مادر عزیزم! من در شب حمله، یعنی فردا شب به شهادت می رسم. جنازه ی من، هشت سال و پنج ماه و بیست و پنج روز در منطقه می ماند. بعد از این مدت، جنازه ی من پیدا می شود و زمانی که جنازه ی من پیدا شود، امام (ره) در بین شما نیست. این اسراری است که ائمه علیه السلام به من گفتند و مرا به شهادت دعوت کردند و من به شما می گویم به مردم دلداری بدهید، به آنها روحیه بدهید و به آنها

بگویید

که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پشتوانه ی این انقلاب است.

بگویید

که ما فردا شما را شفاعت می کنیم

و بگویید

ما را فراموش نکنید

همانطور که نشسته بودیم، دفتر و مدارک دنبالمان بود، سریع مراجعه کردیم و عملیاتی را که لشکر حضرت رسول صل الله علیه و آله در آن شب انجام داده بود، پیدا کردیم، دیدیم درست همان تاریخ بوده که هشت سال و پنج ماه و بیست و پنج روز از آن گذشته است!


راوی: سرهنگ حسین کاجی

نویسنده: سایت نصر ۱۹

کلیپ صوتی مناجات رهبری با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف [audio:http://www.nasr19.ir/wp-content/uploads/2014/06/monajat-rahbari.mp3]




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. خیلی غلط املایی دارید
    کلیپ صوتی رو هم لینک دانلودش رو بذارید

  2. حرف تو گفت:

    سلام
    تشکر از شما به خاطر ارسال مطلبتان به سایت “حرف تو”
    ” ما را فراموش نکنید ”
    با آدرس:http://harfeto.ir/?q=node/29770
    در این سایت انتشار یافت.
    چشم به راه مطالب خوب شما هستیم.
    هدیه سایت “حرف تو” به شما:
    “امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام): خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله‌ی آن اخلاص خلق را بیازماید.”
    یا علی

  3. نداشتـن بصیـرت مثـل نـداشتـن چشـم اسـت؛ راه را انـــسـان نـمــی بـیـنـــد.

    بلـه، عـزم هم دارید، اراده هـم داریـد، امّا نـمی دانـــیـد کـجـا بـــایـد بـرویـد.

    امام خامنه ای مدظله العالی – ۱۹ دی ۱۳۹۲

  4. باسلام باوربدانیدکه جز حقیقت چیزی نیست بدانیدهست وخیلی زودبه حقیقت میپیوندد،خانواده ایثارگرهستم وخیلی چیزها دیدم وحس کردم بدانیدشهدا حقندوندای حق رابه زبان میگفتندومیگویندانان زنده هستند ونزد خداروزی طلب میکنند،نه برای خودشان برای ما،لذت بردم هر ثانیه به ثانیه امیدم بیشتر می‌شود که آنان هوامونا دارندامام ازپس پرده غیبت میاید،بگذاریدمطلب رابگویممن مدت طولانی درجهت این که مثل شهدا کاری کنم برای آخرتم روسیاه نباشم وبگم شما توجبهه فخرافرینی کردیدمنم توجبهه فرهنگی کارراشروع کردم اما بدون مزد دریک ارگان دولتی به لطف خدا کارهای خوبی انجام دادیم خیلی تلاش کردم تا مدت طولانی گذشت مسئول عوض شد، آقای مرادیان برای مسئولیت امور امد من راباتمام عزت خانوادگی بابی احترامی تمام ازآنجاانداخت بیرون به بسیاری ازمسئولین نامه نوشتم اما دریغ از یک بار خواندن نامه های من ،خیلی ناراحت بودم ،که چرانامه یک دختره ایثارگرو برادرشهید،دوبرادر آزاده و جانباز ۷۰درصدی اصلاجواب نمیدن،گفتم باشدصبرمیکنم،انشاالله درست میشه ،تابهمن ماه روز شهدا،مسئولینی که نامه بهشون داده بودم،حتی وقت نداشتن نامه مرانگاه کنند،رفته بودن دیدار خانواده شهیدمحبی، شنیدم ناراحت شدم مگه شهیدباشهیدفرق داره برای اینکه خودی نشون بدن وتوسایتها وتلگرام بذارم ،رفته بودن ،منم تااونجای که شدگریه کردم که کسی را ندارم نامه منانمی‌خونن بی احترامی هم میکنند،میخوای بیان سرت بزنن ،ناراحت بودم تو خواب دیدم همه شهدابالباس رزم آمدن خونه من وتاسحربرای من کلی تعریف وازسرودهای شب عملیات خواندن ،منم پذیرایی میکردم ،کیف کردم انگار یه نیروی عجیبی داشتم به کسی هم نگفتم ، این که ازهمه تازه تربودتعریف کردم من که میگم خودشهیدمحبی باهمه همرزمانش بودن ،ازهمه شهدا ممنونم هیچ وقت منا تنها نگذاشتن ممنونم یاعلی ،صلوات به حرمت قطره قطره خونشان وتعجیل برای ظهوراقا.