تاريخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۹۳ تعداد بازديد : 3671

 تاریخچه حکومت اسلامی

متن "داستان ما" با بیان داستانی تاریخچه ی حکومت اسلامی، برداشتی آزاد از مصاحبه ابوشریف (نخستین فرمانده سپاه در جنگ ایران و عراق) می باشد که با برخی از اطلاعات جانبی نویسنده تکمیل و به بیان ریشه های حکومت اسلامی می پردازد.

آغاز داستان

با ظهور پیامبر گرامی اسلام و مطرح شدن خدای یکتا و حذف شریک برای وی، جامعه پراکنده عرب واحد و مستحکم گشته است. آنها توانسته اند نیمی از جهان را به زیر پر چم لا اله الی الله درآوردند و اولین حکومت اسلامی تاریخ بشریت را تشکیل بدهند.

اما با رحلت رحمة للعالمین، اولین شکاف ایجاد و پیکره حکومت اسلامی به دو تکه تقسیم گشت. عده ای چون علی ابن ابی طالب علیه سلام با تلاش، صبر، سکوت و تکیه بر مشترکات تاکنون توانسته اند از سقوط کامل این حکومت نو پا جلوگیری به عمل بیاورند.

سالهای خلافت دقیقاً مصادف با اولین روز سال جدید نیستند

اما سیطره حکومت اسلامی بر جهان مدت زیادی دوام نمی آورد، خلفای اموی و عباسی که ملزم به حفظ وحدت و در نتیجه ادامه حیات حکومت اسلامی هستند، با بردن حکومت از مسجد به دربار، و کشتار اهل بیت تطهیر شده پیامبر صل الله علیه و آله و سلم، و تبعیض بین اقوام و خاندان های خاص، مرگ زودهنگام این حکومت بنا شده ی پیامبر اسلام را رقم می زنند.

بعد از گذشت سالها زمزمه هایی امید بخش از بازگشت شکوهمند مجدد حکومت اسلامی به میان می آید، پرچم داران این حرکت، ترکان هستند.آنها  احساسات مسلمانان را برانگیخته اند و با متحد ساختن مسلمانان در برابر دشمنی واحد، اکنون تا عمق خاک آلبانی ، یوگسلاوی و حتی بخشی از فرانسه پیش رفته و اسلام را گسترش داده اند.

حرکت ترکان عثمانی منجر به رسیدن منحنی اسلام به نزدیکی های قله ی تشکیل حکومت اسلامی شده است اما به دلیل سیاست قوم گرایی و همچنین حرکات ضد وحدت بین فرق اسلامی، احساس های آاکنده از خشمی در دل اعراب و ایرانیان جوشیده که به خوبی با اسلحه صلیبیون زمین خورده تجهیز می گردد.

جنگ رو در رو با دشمن به جنگ داخل صفوف لشکریان اسلام تبدیل شده، صفوف امت اسلام از داخل دچار بحران و سرزمین های تحت متصرف اسلام یکی پس از دیگری در حال سقوط است. خبر هایی از سقوط حکومت ترکان عثمانی که در مرزهای خود پناه گرفته اند، به گوش می رسد.آری، خبر حقیقت دارد…

فاتحان اروپایی به سرعت حکومت جدیدی را مطرح می کنند:

سکولار،

دوره عدم دخالت دین در حکومت فرا رسیده است، آن ها حق دارند! تجربه آنها از دین بر اساس مسیحیت تحریف شده، ضد عقل است. آنها از قرون سیاه وسطی خارج و با رنسانس تا سوار شدن بر گرده ی مسلمانان پیشرفته اند.

گویی دوران سیاه مسلمانان آغاز شده است، لباس، زبان و حتی نژاد آنها به سخره گرفته می شود. آنها مجبورند توسط حکامی چون آتاتورک، رضا خان و … برای آدم شدن، کت و شلوار بپوشند، کروات بزنند، حجاب را برکنند و حتی زبان و خط خود را به فراموشی بسپارند و با زبان لاتین صحبت بکنند.

فاتحان تمام توانشان را بر عدم قدرت یافتن مجدد مسلمین گذاشته اند؛ نابودی مشترکات مسلمانان و افزایش تفرقه ی آنان.

سرزمین های مسلمانان تکه تکه  شده، هویت و شخصیت انها لگدمال و بر علیه شان حق توحش اعمال می شود،ادیان تفرقه انگیز جدیدی چون بهائیت، وهابیت و … ایجاد گردیده که اصولش بر تخریب مشترکات مسلمانان (از جمله اماکن مقدسی که جمیع مسلمانان در آن تجمع می یابند) و تکفیر و کشتار همه آنان بنا شده است.

غربی ها اکنون حاکمان جهان و در پیشرفتند، آنها از اروپا تا شمال آفریقا و از خاورمیانه تا شبه جزیره عربستان و کل شبه قاره هند را زیر سیطره خود دارند و تنها در پیشاور افغانستان با تلفات ۲۷۰۰۰ سرباز انگلیسی متوقف شده اند.

آنها با سیاست "تفرقه بینداز و حکومت کن"  200 مین سال از حکومت و سیطره ی خود بر جهان را جشن گرفته اند.

اما در همین حین قطراتی از آب حیات آرام و مخفیانه در ریشه های پیکره ای اسلام به حرکت درآمده است. گویی این قطرات خبر از امید بازگشت مجدد حکومتی اسلامی و پایان تمام خفت ها می دهند، آیا به راستی خبر حقیقت دارد؟




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. صبح گفت:

    اللهم عجل لولیک الفرج…

  2. ملبس کمیلی گفت:

    منتظر قسمت دومش هستیم، و با ایمان ملبس به لباس پیشرفت نفوذی هستیم!