تاريخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۹۲ تعداد بازديد : 1644

 بذری كه سيد جمال كاشت

اخیراً درباره شخصیت و رویکرد انقلابی سید جمال الدین اسدآبادی حرف و حدیث های فراوانی شکل گرفته است. در بعضی منابع سیدجمال الدین اسدآبادی، مأمور دولت انگلیس و فراماسون معرفی شده است. در منابع دیگری او را حامی منافع و یا مامور دولت روسیه معرفی کرده اند. در نقطه مقابل این انگ زنی ها، بسیاری از او با عنوان آغازگر نهضت بیداری اسلامی در سده های اخیر نام می برند. سید جمال الدین اسدآبادی اولین متفکر مدرن و فعال اجتماعی بود که نسبت به بیماریهای اجتماعی جوامع مسلمان و ضعف های موجود در آن هشدار داد و در مقابل قدرت های غربی اسلام گرایی را ترویج کرد.

شهید مطهری یکی از مدافعان اندیشه های سیدجمال الدین اسدآبادی است که در کتاب “بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صدساله اخیر” تأثیر اندیشه های او را بر انقلاب های سده اخیر بررسی کرده و تأثیر اندیشه های سیدجمال بر انقلاب اسلامی را آورده است. متن زیر خلاصه این فصل از کتاب است.

 سیدجمال، آغازگر بیداری اسلامی

بدون تردید سلسله‏ جنبان نهضت هاى اصلاحى صدساله اخیر، سیدجمال‏الدین اسدآبادى است. او بود که بیدارسازى را در کشورهاى اسلامى آغاز کرد، دردهاى اجتماعى مسلمین را با واقع ‏بینى خاصى بازگو نمود و راه اصلاح و چاره ‏جویى را نشان داد.re609

راجع به تز اصلاحى او کمتر سخن مى ‏رود و یا من کمتر دیده و شنیده‏ ام. به هرحال خوب است بدانیم که سید جمال درد جامعه اسلامى را چه تشخیص مى‏ داده و راه چاره را چه مى‏ دانسته است و چه راه هایى براى وصول به هدفهاى اصلاحى خویش انتخاب مى‏ کرده است؟

نهضت سید جمال، هم فکرى بود و هم اجتماعى. او مى‏ خواست رستاخیزى، هم در اندیشه مسلمانان به وجود آورد و هم در نظامات زندگى آنها. او در یک شهر و یک کشور و حتى در یک قاره توقف نکرد. آسیا و اروپا و آفریقا را زیر پا گذاشت. همچنان که نوشته‏ اند در برخى کشورهاى اسلامى عملاً وارد ارتش شد براى اینکه در سپاهیان نفوذ نماید. مسافرت سید به کشورهاى مختلف اسلامى و بازدید آنها از نزدیک، سبب شد که آن کشورها را از نزدیک بشناسد و ماهیت‏ جریان ها و شخصیت هاى این کشورها را به دست آورد، همچنان که جهان‏ پیمایى‏ اش و مخصوصاً توقف نسبتاً طولانى‏ اش در کشورهاى غربى او را به آنچه در جهان پیشرفته مى‏ گذشت و به ماهیت تمدن اروپا و نیت سردمداران آن تمدن آشنا ساخت.

سید جمال مهمترین و مزمن‏ترین درد جامعه اسلامى را استبداد داخلى و استعمار خارجى تشخیص داد و با این دو به شدت مبارزه کرد. او براى مبارزه با این دو عامل فلج‏کننده، آگاهى سیاسى و شرکت فعالانه مسلمانان را در سیاست واجب و لازم شمرد و براى تحصیل مجد و عظمت از دست رفته مسلمانان و به دست آوردن مقامى در جهان که شایسته آن هستند بازگشت به اسلام نخستین و در حقیقت حلول مجدد روح اسلام واقعى را در کالبد نیمه مرده مسلمانان، فورى و حیاتى مى‏ دانست. بدعت‏زدایى و خرافه‏ شویى را شرط آن بازگشت مى‏ شمرد. اتحاد اسلام را تبلیغ مى‏ کرد. دستهاى مرئى و نامرئى استعمارگران را در نفاق‏ افکنى‏ هاى مذهبى و غیرمذهبى مى‏ دید و رو مى‏ کرد.

دردهایی که سید جمال دنبال درمانش بود

۱٫ استبداد حکّام‏

۲٫ جهالت و بى‏خبرى توده مسلمان و عقب‏ماندن آنها از کاروان علم و تمدن‏

۳٫ نفوذ عقاید خرافى در اندیشه مسلمانان و دورافتادن آنها از اسلام نخستین‏

۴٫ جدایى و تفرقه میان مسلمانان، به عناوین مذهبى و غیرمذهبى‏

۵٫ نفوذ استعمار غربى‏

 سید براى چاره این دردها و بدبختی ها از همه وسایل ممکن: مسافرت، تماس، سخنرانی، نشر کتاب، مجله، تشکیل حزب و جمعیت، حتى ورود و خدمت در ارتش بهره جست. در عمر شصت ساله خود ازدواج نکرد و تشکیل عائله نداد، زیرا با وضع غیرثابتى که داشت، نمى‏ توانست مسئولیت تشکیل خانواده را برعهده گیرد.

خود سید عملاً با مستبدان زمان درگیرى داشت، مریدان خود را به مبارزه تحریک مى‏کرد، تا آنجا که قتل ناصرالدین شاه به تحریک او منتسب شد.

آرمان سید

مى‏ توان گفت که آرمان اصلاحى سید در جامعه‏ اى اسلامى خلاصه مى‏ شود که وحدت بر سراسر آن حاکم باشد؛ اختلافات نژادى، زبانى، منطقه‏ اى، فرقه‏ اى، بر اخوّت اسلامى آنها فائق نگردد. اسلام حاکم همان اسلام نخستین باشد بدون پیرایه‏ ها و ساز و برگها که بعدها در طول تاریخ به آن بسته شده است، روح مجاهدگرى به مسلمانان بازگردد، احساس عزت و شرافت نمایند، زیر بار ظلم و استبداد و استعباد نروند.

سید آرمانى در مورد نظام ارباب و رعیتى حاکم بر جامعه اسلامى آن روز و همچنین در مورد نظام خانوادگى و هم نظام آموزشى علوم اسلامى که به آنها دلبستگى فراوان داشته، ابراز نکرده است. معلوم نیست از نظر انطباق آن نظامات با موازین و معیارهاى اسلامى، سید چگونه مى‏ اندیشیده است؛ همچنان که على‏ رغم مبارزه پیگیرش با حکومتهاى مستبده زمان خود، فلسفه سیاسى اسلامى را که خود مى‏ پسندیده دقیقاً عرضه نداشته است که به چه شکل و چه الگویى هست؛ شاید بدان جهت که مبارزات پیگیرش با استبداد و استعمار امان نمى‏ داده که به این مسائل بپردازد؛ و شاید بدان جهت که مبارزه با استبداد و استعمار را نخستین گام در راه انقلاب و رستاخیز اسلامى مى‏ دانسته و معتقد بوده ملت مسلمان هرگاه این گام اول را درست بردارد، در گام دوم، خود خواهد دانست که چه بکند؛ و ممکن است اینها را نوعى نقص و کمبود در کار سید تلقى کرد.

مبارزه با تفکر جدایى دین از سیاست

یک آدم آگاه هم که در میان مردم پیدا شود، میلیون ها نفر را آگاه مى‏ کند. سید جمال در صد سال پیش پیدا شد، هیچ وسیله‏ اى نداشت. چند سالى در قزوین و تهران، چهار سالى هم در نجف تحصیل کرد. سر پرشورى داشت. راه افتاد با آن مشکلاتى که مسافرت ها در آن زمان داشت. اکثر کشورهاى اسلامى را گردش کرد و از نزدیک مطالعه نمود. ایران را که‏ دیده بود. به ترکیه رفت. آن زمان، دوره عثمانى بود. ترکیه مرکز خلافت اسلامى بود و همه کشورهاى اسلامى غیر از ایران که شیعه بود زیر نفوذ ترکیه آنوقت بود. به مصر رفت. سفر مکه رفت، حجاز را دید. هندوستان را کاملا از نزدیک دید و مطالعه کرد. به افغانستان رفت. همه این کشورها را پا زد، از نزدیک مطالعه کرد و در همه جا هم به افشاگرى و بیدارسازى پرداخت. بعلاوه به کشورهاى اروپایى رفت، دنیاى غرب را شناخت، ریشه دردها را شناخت و آن را در استبداد داخلى و استعمار خارجى تشخیص داد. بیمارى روانى مردم را جدایى دین از سیاست دانست. دید عجب فکر خطرناکى را استعمار در میان مردم تبلیغ کرده که دین یک مسئله است سیاست مسئله دیگر، کار دین را به دینداران واگذارید، کار دین جایش مسجد است، دین یعنى در مسجد و معبد بودن، دعا و نماز خواندن؛ میدان سیاست و میدان اجتماع چیز دیگرى است.

همین چندى پیش بعد از رفتن شاه و قبل از آمدن امام، دیدید انورسادات چه حرفى زد؟! گفت: باید در مصر جدایى دین از سیاست حفظ شود، دین مال مساجد است. سید جمال فکر جدایى دین از سیاست را بکلى محکوم کرد.

پیغمبر اسلام همین قدر که از آن اسارت مکه خارج شد و به مدینه هجرت کرد و یک محیط آزاد پیدا کرد، اولین کارى که کرد این بود که حکومت تشکیل داد و خودش در رأس یک حکومت قرار گرفت.

یک نفر با نداشتن هیچ وسیله‏ اى توانست به ملت هاى مسلمان آگاهى ببخشد. تمام نهضت هاى اسلامى که در کشورهاى اسلامى رخ داده، مثل نهضت مشروطیت در ایران، انقلاب در عراق، نهضت هاى آزادی بخش در هندوستان، افغانستان، ترکیه، مصر و هر یک از کشورهاى عربى، بذرش را سید جمال در صد سال پیش کاشت.


منبع: پایگاه اینترنتی شهید مطهری

ویرایش و انتخاب: www.nasr19.ir




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. ترنم گفت:

    هر كس به دنيا بى رغبت است، اميدوار است و تن و جانش را در دنيا و آخرت آسوده مى‏گذارد و هر كس دل به دنيا ببندد، تن و جان خود را در دو دنيا به زحمت مى‏اندازد.پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم (F) (F) (F)