تاريخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ تعداد بازديد : 1795

 ان شاء الله


همه می گویند که در کعبه درآییم و بعضی می گویند ان شاءالله در آییم. اینها که استثنا می کنند عاشقانند، زیرا که عاشق خود را بر کار و مختار نبیند؛ بر کار معشوق را داند. پس می گویند که اگر معشوق خواهد در آییم.

اکنون مسجد الحرام پیش اهل ظاهر آن کعبه است که خلق می روند و پیش عاشقان و خاصان مسجد الحرام وصال حق است. پس می گویند که اگر حق خواهد به وی برسیم و به دیدار مشرف شویم.

اما آنکه معشوق بگوید ((ان شاءالله)) آن نادر است. حکایت آن غریب است. غریبی باید حکایت غریب بشنود و تواند شنیدن.

خدا را بندگانند که ایشان معشوقند و محبوبند. حق تعالی طالب ایشان است و هر چه وظیفه ی عاشقان است او برای ایشان می کند و می نماید. همچنانکه عاشق می گفت ان شاءالله برسیم، حق تعالی برای آن غریب ان شاءالله می گوید.

اگر به شرح آن مشغول شویم،اولیای واصل سررشته گم کنند. پس چنین اسرار و احوال را به خلق چون توان گفت؟ قلم اینجا رسید و سر بشکست. یکی اشتر را بر مناره نمی بیند، تار موی در دهان اشتر چون بیند؟


فیه ما فیه اثر مولوی




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)