تاريخ انتشار : ۷ دی ۱۳۹۲ تعداد بازديد : 2247

 معرفی کتاب دیدار با همرزم ستار خان


بسمه تعالی

مطالعه ی یک کتاب خوب مانند گفت و گو با انسان های شرافتمند و کسب تجربه ی ارزشمندی است که رایگان در اختیار ما قرار می دهند و چه بسا نویسنده، آنها را با خون، کسب کرده است.

کتاب "دیدار با همرزم ستارخان" به جرئت ویژگی بالا را داراست، آیا لذت می برید که بر روی تپه ای سرسبز و با مه های غلیظ سحر گاهی و خنکای ییلاقی اش در چادر کوچکی مهمان یکی از متفکرین و مجاهدین مشروطه باشید؟ با خواندن و به اتمام رساندن این کتاب، از نبوغ این مشروطه طلب شگفت زده خواهید شد!

زبان کتاب کاملاً با زبان کتاب های تاریخی خسته کننده، متفاوت است و شما  هم صحبت و میهمان "خان دردمند" می شوید خانی که تا پایان کتاب نام حقیقی او به علت مسائل امنیتی فاش نمی شود. آماده ی سفری لذت بخش و پر حکمت در زمان تاریخی دوران مشروطه بشوید.

images

چند نقل قول ماندگار کتاب

"مادامی که در روی صفحه شطرنج مهره های تراشیده و شکل یافته نباشد با آن شطرنج نمی توان بازی کرد" (خان دردمند)

"گلوله ی اجل یکی بیش نیست، هر گلوله ای آدم را نمی کشد" (ستار خان)

"من به این دل خوش کرده ام که نگهبان قفس خود باشم آن هم نمی گذارند! " (خان دردمند)


قسمتی از کتاب

ما در انتظار جواب قطعی سوال خود هستیم و "خان" هر زمان به نوعی شانه خالی می کند و به حاشیه می پردازد ….

اینجا بود که "خان" با حال دگرگون و برافروخته ای صدا زد:

پسر چوپان را بگویید بیاید توی چادر، همین که پسر دوازده ساله داخل شد، گفت: تقی، سلام هایی را که یاد گرفته ای، در حضور آقایان بگو، تقی رو به قبله برگشت و در حالی که سر هر جمله تعظیم می کرد، دوباره جملات زیر را با زبان مادریش اداء نمود:

"سلام بر تو ای حریت، برقرار باشی ای ایران، سرافراز بمان ای آذربایجان"

"نگهدار ما، ای آفریننده ی جهان، دور کن بیگانه را نابود ساز خائن را"

… اینها را بگفت و دوام دوان  بیرون رفت. در آن لحظه، خان اشک چشمانش را پاک می کرد، من قادر به تکلم نبودم، جوان لیسانسیه گلویش را با دست گرفته بود و می فشرد تا بغضش نترکد بعد از آن که تقی رفت رو به ما کرد و گفت:

این از نهال های امید بخشی است که در این صحرا کاشته ام…

 




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. اسداله احمدی مرند گفت:

    سلام جهت اطلاع و تکمیل معرفی کتاب خوب است بدانیم نام خان دردمند و قهرمان داستان کتاب مرحوم “میرزا نوراله خان یکانی”می باشد که در سال ۱۳۲۵ زمانی که از سوی فرقه دمکرات آذربایجان به عنوان رئیس پلیس شهر ارومیه خدمت می کرد بدست نیروهای ارتش اعدام شد.روانش شاد

    • عبد النقی گفت:

      با سلام و سپاس از دقت نظر شما، بله کاملاً صحیح است، رحمت خدا بر ایشان.

      در مطلب زیر نیزبخشی از روئیای صادقه ایشان آورده شده است:

      http://www.nasr19.ir/1393/04/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D8%B7%D9%86/

    • علاقه مند تاریخ گفت:

      سلام :فتح خوی اعم از ( نقشه و برنامه ریزی و فرماندهی و فتح ) شخصا توسط هادی خان یکانی فرزند جسور مشروطه خواه صورت گرفته در اسناد و منابع تاریخی مربوطه به خوی و مرند و مقالات و نقل قولهای موجود در منطقه(از بزرگان و ریش سفیدان) دقیقا به فتح خوی توسط ایشان اشاره کرده اند اما در تاریخ کسروری چه مشروطه و هجده ساله و دیدار با همرزم ستارخان که روایش مرحوم نوراله خان بوده هیچ اسمی از هادی خان یکانی برده نشده است جای تناقض نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. علاقه مند تاریخ گفت:

    سلام :فتح خوی اعم از ( نقشه و برنامه ریزی و فرماندهی و فتح ) شخصا توسط هادی خان یکانی فرزند جسور مشروطه خواه صورت گرفته در اسناد و منابع تاریخی مربوطه به خوی و مرند و مقالات و نقل قولهای موجود در منطقه(از بزرگان و ریش سفیدان) دقیقا به فتح خوی توسط ایشان اشاره کرده اند اما در تاریخ کسروری چه مشروطه و هجده ساله و دیدار با همرزم ستارخان که روایش مرحوم نوراله خان بوده هیچ اسمی از هادی خان یکانی برده نشده است جای تناقض نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟