تاريخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۹۲ تعداد بازديد : 3199

 حقیقت با اسانسی تلخ


هنوز زود است که تصمیم گرفت نتایج تصمیم و توافق ژنو چه بود و چه شد و یا چه خواهد شد؟

تاریخ این را آموخته است که هیچ‌گاه نباید زود قضاوت کرد و البته همان تاریخ هم به من آموخته است که آمریکا انصافاً مورد اعتماد نیست، یعنی به هیچ عنوان نیست، یعنی به معنای اتم کلام نیست! و البته موضوع بحث ما این نیست!

نمونه‌ی مکتوب این مسئله! کتاب "دیدار با همرزم ستارخان" است که نوشته سال‌های مشروطه و در خصوص وقایع آن زمان و دلاوری‌های مردان آن است. در قسمتی کوتاه که خوشبختانه از دید وزارت فرهنگ و ارشاد پنهان باقی مانده است!!!یکی از مشروطه دوستان و تاریخ‌نویسان جوان، رضاخان را با صفت‌هایی چون پهلوان تازه‌نفس، قهرمان نو پدید ملت، یوسف گم گشته، رضا شاه کبیر و … توصیف  می‌ کند.

و کودتای حوت ۱۲۹۹ را که به رهبری رضا خان انجام می‌شود را تاریخ طلیعه سعادت ایران و دگرگونی اوضاع کهن به حساب می آورد.

و این از زبان جوان لیسانسیه‌ای است که خود از هواداران برقراری مشروطه و مجلس بوده است.

اما طبق روال ثابت و همیشگی تاریخ، ابرها کنار می رود و چندین سال بعد تاریخ‌نویس دیگری به نام آبراهامیان می‌نویسد:

 " در حالی که با انقلاب مشروطه سال‌های  1285 -1288 شمسی نظام مشروطه لیبرال جایگزین استبداد قاجاری شده بود، کودتای ۱۲۹۹ نیز در راستای از بین بردن ساختار پارلمانی و ایجاد حکومت مطلقه پهلوی بود. "

و این کودتایی بود که مردم برایش شادی کردند و حتی برای رسیدن به آن خون دادند و شاید اگر تلویزیون داشتند مدام تبلیغ می‌کردند که ما موفق شدیم، ما پیروز شدیم، لبخند می‌زدند، عکس می‌گرفتند، گزارش احتمالاً صد روزه می‌دادند! و … اما نمی‌دانستند – شاید هم می دانستند –  که چیز دیگری پشت پرده پنهان است. اما نمی‌دانستند – شاید هم می دانستند – که دارند خود را سوق می‌دهند به استبدادی دیگر اما چه باید کرد که افق دید انسان محدود است و زبانش بلند.

درس تاریخ این است که باید زبان کوتاه کرد و افق دید بلند. اصلاً برخی مواقع سکوت بهتر است.

نظر من این نیست که توافق‌نامه ژنو بد است یا خوب همه ی ما از همه‌ی کسانی که عاقلانه برای ملت ایران تلاش می‌کنند تشکر می‌کنیم اما بحث این است که هیچ‌گاه نباید زود لبخند زد و یا سریع اخم کرد. البته به یک چیز می‌شود اخم کرد و آن هم آمریکاست ! چون آن قدر عهدشکنی‌های آنان در تاریخ ثبت شده است که حتی اگر چشمانتان را هم ببندید، قابل چشم‌پوشی نیست و البته اخیراً برای برخی از خوش‌بینانی که فکر کردند ما الآن دیگر متحد آمریکا شده‌ایم مجداداً رو شد.

اما آنچه که می‌تواند جالب باشد همان نا تجربگی‌های آن جوان تاریخ‌نویس مذکور و سریع پیش قضاوت کردن و موضع گرفتن وی است.

در این مدت چه عده‌ی بسیاری که شروع کردند به ندای صلح و دوستی و عشق و محبت ریختن که مثلاً  آمریکا در واقع خوب است مدافع حقوق است و حالا برخی آنجا افراطی‌گری می‌کنند که نباید گذاشت به پای همه!!! مگر نه ما همه با هم دوستیم و یک تن هستیم!

برای به عینه دیدن هم تنها کافی است سری بزنید به سایت های خبری بعضاً معاند و ببینید بعد از سر و صدای توافق ژنو چه نظرات جالب و پر شور و هیاهویی که نوشته نشد!!!

a9013d3ac4-org

البته چرا راه دور؟ همین رسانه‌ی ملی خودمان که حسابی در بوق و کرنا کرده بود که ما سران کشورها را دور هم جمع کرده‌ایم ما بر اثر مقاومت شما ملت غیور پیروز شده‌ایم، ملت ایران به  victory دست یافت و … تا بعد از توافق، تحریم‌های جدیدی وضع شد، و گفتند برد موشک‌هایتان را کاهش دهید و باید با فلان و فلان شخص دیدار کنیم و فلان سیاست را احتمالاً در افغانستان و لبنان و عراق و سوریه و… دنبال کنید هیچ خبری پخش نشد! البته به صورت کاملاً خودجوش – ملت هم که جیگر فرض شده اند –

سکوت محض! اصلاً انگار آب از آب تکان نخورده است! خب شاید کار رسانه‌ی ملی امید دادن است دیگر؟ اما چه امیدی؟ امید به سراب؟!

و این یعنی بعضی مواقع مواضعی افراطی و یا تفریطی گرفته می‌شود که به هیچ عنوان بعداً نمی‌شود ماست‌مالی‌اش کرد!

اما آنچه که مسلم است آن است که تاریخ قابل ماست‌مالی نیست! که اگر بود قیام مستضعفین در طول تمام این سال‌ها علیه مستکبرین ماست‌مالی می‌شد. اما نشد! و مثال رفیع آن نیز قیام حسینی است.

شاید هم تقصیر از خود ما مردم باشد که عادت کرده‌ایم زود به پیروزی برسیم، دوست داریم به ما دروغ بگویند با لبخند تا حقیقت را بگویند با اسانسی تلخ! ترجیح می‌دهیم در نزدیکی‌های فتح قله به کودتایی نظیر ۲۸ حوت فکر نکنیم تا کمی استراحت بکنیم. زهی خیال باطل …

اما برای کسانی که حقیقت با عطر مایه ی تلخ را بر اصل لذت حقیقت ترجیح می‌دهند، مشخص است که هنوز مانده است تا ملت ایران به پیروزی دست یابد، هنوز در گردنه‌ی کوه است و تا رسیدن به قله باید سختی کشید، باید دانست و فهمید و فهماند به دیگران که هر چه قدر هم که به قله نزدیک‌تر شویم سختی و سردی بیشتر می‌شود.

به قول یکی از استادانم ؛      دیگر بس است پریدن به آب خوش             قدری به فکر خوردن خون جگر شویم

اگر می‌خواهیم به پیروزی برسیم و نه victory  باید حالا حالا تلخی بخوریم، باشد انشا الله وعده دیدار گرم ما در خنکای نسیم قله کوه.

۲۵/آذرماه/ ۹۲




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. مک گفت:

    خودت باش به کسی تکیه نکن !

    تکیه کن ولی مراقب باش !

    اگر روزی رفت زمین نخوری ! (L) (F)