تاريخ انتشار : 12 می 2013 تعداد بازديد : 1732

 آيا محروم شدن شهروندان از حق طبيعی انتخاب شدن به ‏وسيله‏ نظارت استصوابی، باعث بی اعتماد شدن مردم به پايه ‏هاي نظام نمی‏ شود؟


نه، نمى‏ شود؛ چون نظارت استصوابى يك قانون است و نبايستى كسى از عمل به قانون گله ‏يى داشته باشد. اين نظارت شوراى نگهبان، طبق قانون و متكى به قانون اساسى است؛ پايه‏ ها و ريشه‏ هايش در قانون اساسى است و در قانون عادى هم همان تأييد شده است و وجود دارد. اين نظارت هم براى شهروندان عادى و معمولى نيست؛ اين براى آن است كه يك آدم ناباب، يك آدم مضر، يك آدم بد، به اين مركزِ حساس وارد نشود. اين نظارت استصوابى مخصوص مجلس كه نيست؛ در مورد رياست جمهورى هم هست. حالا شما ببينيد يك آدم حرافِ پشت‏ هم‏ اندازى كه از خارج هم حمايت بشود و پول فراوانى هم داشته باشد و خودش را به شكلهاى گوناگونى بيارايد و اين‏جا بيايد و كانديدا بشود و اكثريتى را هم ببرد و رئيس جمهور بشود، تكليف مملكت چه مى‏ شود؟! نظارت استصوابى براى همين است كه جلوى آدمهايى كه بر طبق قوانين كشور، صلاحيت آمدن به اين منصب حساس را ندارند – چه مجلس، چه رياست جمهورى، چه در بقيه‏ ى جاهايى كه اين نظارت وجود دارد؛ مثل مجلس خبرگان و ديگر جاها – گرفته شود و اينها نتوانند وارد اين مراكز حساس بشوند. نظارت استصوابى چيز خوبى است؛ چيز بدى نيست. آنهايى كه انتقاد مى‏ كنند و ايراد مى‏ گيرند، ادعايشان اين است كه شوراى نگهبان رد و قبولش بر اساس گرايش هاى سياسى است؛ البته اين واقعيت ندارد؛ خود آقايان شوراى نگهبان هم هميشه انكار كرده‏ اند؛ بنده هم تا آن‏جا كه از نزديك شاهد كار آنها بوده‏ ام، چنين احساسى نكرده‏ ام. حالا ممكن است كسى يك وقت يك جايى را درست نفهمد و غلط بفهمد؛ آن بحث ديگرى است؛ اما مبنا، مبناى قانونى است.

“بیانات امام خامنه ای در پاسخ به پرسش‌هاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف ‌- ” ۱۳۷۸/۰۹/۰۱

1

 

 

 

 




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)