پروفسور ' />
تاريخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ تعداد بازديد : 10258

 خاطره ای از پروفسور حسابی


پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود. در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد، بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر پروفسوراینشتن در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت می شوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص می شود. پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند :

وقتی برای اولین بار با بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده و آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش  به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست. نظریه خود را در ارتباط  با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند، گفتند که ما یک ماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد.

حسابی و اینشتین

یک ماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت: من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام. دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم، در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند و به این ترتیب با پی گیری دستیارش و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار گرفت و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند. اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم، متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است، بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم، رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید، این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است، گفتم اما با این روش امکان سوء استفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است.

بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد، با تشویق حاضرین در جلسه، وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند، من که کاملاً مضطرب شده و دست و پای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست.

آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست. بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. نقی گفت:

    تشکر.خیلی جالب بود 😀

  2. رشید گفت:

    لطفا بیشتر از دکتر حسابی بنویسید چون داستان های جالبی من از ایشان خواندم

  3. یدی گفت:

    (I) خیلی جالب بو د خوشمان آمد . . .

  4. خوشبین گفت:

    عالی بود لذت بردم وبه خود می بالم که یک ایرانی ام ! 🙂

  5. امين گفت:

    جنبه اخلاقي يعني تواضع بسيارزيبابيان شدمتشكرم

  6. رحیمی گفت:

    با سلام
    این حرفها یک مشت حرف بی ربط و دروغ است که ایرج حسابی پسر مرحوم حسابی منتشر کرده، دکتر حسابی در تمام طول زندگیش یک بار بیشتر با پروفسور انیشتین و آن هم در زمان ملاقات های عمومی اینشتین ملاقات نداشته است
    و عکسهای که با اینشتین در اینترنت هست مرحوم حسابی نیستند و این کسی نیست جز گودن ریاضیدان مشهور که شباهتی با مرحوم حسابی دارد
    لطفا این مطلب را از سایتتان بردارید

  7. کیمیا گفت:

    ببخشید من در جواب رحیمی می گویم (N)
    اول اینکه پرفسور حسابی شاگرد انیشتین بوده
    دوم اینکه کسی که شاگرد کسی است فقط یکبار او را ملاقات نمیکند
    سوم هم اینکه این حرف ها نه بی ربط است نه دروغ شم سعی کنید اطلاعات خود را بالا ببرید
    و من از صاحب سایت می خواهم این مطلب را براای همیشه در سایت باقی بگذارد

  8. کیمیا گفت:

    لطفا از صاحب سایت میخواهم ازدکتر قریب و امام موسی صدر و عباس دوران نیز مطلب بگذارد با تشکر فراوان 🙂 (W)

  9. مهدی گفت:

    آقا این گوردن هستن دکتر حسابی نیست که 😀

  10. ناشناس گفت:

    کیمیا خانم روی چه حسابی میگه دکتر حسابی شاگرد اینشتین بوده؟ (I)

  11. هادی گفت:

    با سلام . از نویسنده این مطلب میخوام که ادرس عکس رو ذکر کنند و بگوییند از چه سایتی آورده اند ؟
    خوانندگان محترم کسی قصد توهین به دکتر حسابی را ندارد . چیزی که در این دوران رواج یافته است درشت نشان دادن افراد بخصوص پس از مرگشان است .
    مطلبی که شک برانگیز است را تحقیق کنید و مگذارید بخاطر تعصب یا احساس افتخاری که در شما ایجاد شده دنبال حقیقت نروید . کاری ندارد یکشب در اینترنت وقت بگذارید متوجه خواهید شد .

  12. ناشناس گفت:

    عکسی که گذاشتید گوتن هست

  13. محمد علی گفت:

    باید به چنین دانشمندی افتخار کرد

  14. افشین اخلاقی گفت:

    سلام واقعا باید به وجود چنین انسان ارزشمندی افتخار کرد . کاش بتوانم افرادی مثل دکتر حسابی و انیشتین را برای خودم الگو قرار دهم و در انسانیت اخلاق تقوا علم فروتنی خودم را شبیه آنها کنم. خدا رحمت کند همه دانشمندان و بخصوص دکتر حسابی و انیشتین را.

  15. مهدی گفت:

    زشت ترین کار جهان دروغ هستش
    به مقاله دکتر منصوری رئیس اسبق انجمن فیزیک ایران مراجعه کنید. متاسفانه ایرج حسابی شیاد حسابی داره با این مزخرفات پول در میاره و جونای ما رو خام می کنه دکتر حسابی مرد بزرگی بود و خدمات زیادی به ایران کرد ولی هرگز دانشمند بزرگی نبود اون نگرانیش از بابت ایران انقد زیاد بود که فرصتی برای پژوهش نداشت شاید اگه این مملکت با مردمان ساده لوحشو که هر حرفیه میپذیرن رها می کرد یه دانشمند برجسته می شد البته اونم شاید. ولی حسابی درد وطن داشت و اگه امروز زنده بود از این حرفای صد من یه غاز دق می کرد.
    وقتی تو قابلمه اورانیوم غنی کنیم اونوقت این داستانا هم واقعی می شه

  16. محمد اسفندیار گفت:

    شاید این عکس دکتر حسابی نباشه و پسرش هم اغراق هایی درباره ی ایشان کرده باشه ولی این که ایشان نخستین دانشمند ایرانی در رشته ی فیزیک بود و برای دانشکده ی فنی دانشگاه تهران بسیار زحمت کشیدو فردی وطن پرست بود شکی نیست. شاید ایشان نابغه نبود ولی آدم کوچکی هم نبود.

  17. ایدا گفت:

    (L) (L) (L) (L) (L) (L)

  18. محمد گفت:

    پرفسور حسابی انقدر بزرگ است که نیاز به تعریف وتمجید کسی ندارد حالا ان عکس با پرفسور انیشتن ایشان باشد یا نباشد مادنبال جه هستیم اکرایشان یک خارجی بود ماهیچگاه دنبال ضعف های او نبودیم برای مااستوره بود ولی حالا بجای تشکر ازاو وافتخاربه اوکوته بینانه بی ادبی باو می کنیم به کسی که اساتید دنیادرمقابلش ترتعظیم فرود اورده است روحش شاد