تاريخ انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 4822

 هشتم و نهم محرم


هشتم محرم

حفر زمين توسط امام حسين (عليه السلام) در پشت خيمه ها و خروج آب از آن به اندازه سيراب شدن همه ى ياران و پر شدن مشك ها و سپس ناپديد شدن آن چشمه (۶۱ ق)

نهم محرم

جواب رد حضرت ابو الفضل العباس (عليه السلام) به امان نامه ى شمر بن ذى الجوشن (۶۱ ق)

 شمر بن ذى الجوشن در عصر روز نهم محرم ، چون ديد كه عمر بن سعد مهياى نبرد با امام حسين (عليه السلام) است  به نزديك خيام حسينى آمد و بانگ زد كه : فرزندان خواهرم كجايند؟ ( منظورش حضرت عباس و سه برادرش به نام هاى عبدالله و جعفر و عثمان بود كه از فرزندان فاطمه ى ام البنين (عليها السلام) بودند . زيرا آن مجلله از قبيله ى بنى كلاب و شمر هم از همين قبيله بود) امام حسين(عليه السلام) كه صداى شمر را شنيد ، به برادرانش دستور داد كه جواب شمر را بدهند ، اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد . حضرت عباس به همراه سه برادرش به نزد شمر رفتند . شمر براى آنان امان نامه اى آورده بود ، مشروط بر اينكه از يارى حسين (عليه السلام) دست بردارند و سپاهش را ترك گويند . حضرت عباس (عليه السلام) فرمود بريده باد دست هاى تو و لعنت باد بر امانى كه براى ما آورده اى . اى دشمن خدا ما را امر مى كنى كه دست از برادر و مولاى خويش برداريم و سر در طاعت ملعونان برآوريم . آيا ما را امان مى دهى ، ولى براى پسر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) امانى نيست؟ شمر از شنيدن اين پاسخ دندان شكن خشمناك شد و به لشكر گاه خويش برگشت . در اين شب امام حسين (عليه السلام) برادر خود حضرت ابا الفضل را به اردوگاه دشمن فرستاد كه آن شب را مهلت بخواهد براى اين كه امام و يارانش به نماز و راز و نياز با خداوند بپردازند.




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)