تاريخ انتشار : ۲ آذر ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 3482

 نمونه هایی از اخلاق عملی امام حسین ( علیه السلام )


شجاعت

دلاورى و شجاعت براى مقابله با دشمن و نهراسیدن از خطرات یکى از مهم ترین سجایای اخلاقى است که در حسین بن على علیه السلام و یاران شهیدش و آزادگان اهل بیت علیهم السلام جلوه گر بود . روح حماسى در میدان هاى نبرد در خصلت هاى فردى و زمینه هاى تربیتى آن امام ریشه داشت . صلابت و قاطعیت امام حسین علیه السلام در مخالفت کردن با یزید و خوددارى ورزیدن از بیعت با وى، تصمیم گرفتن براى حرکت به سوى کوفه و مبارزه با یزیدیان، متزلزل نشدن روحیه از شنیدن اخبار داخل کوفه ، اعلام آمادگى براى نثار خون در راه احیاى دین ، نهراسیدن از انبوهىِ سپاه گرد آمده در کربلا ، رزم آورى هاى سلحشورانه و بى نظیر امام حسین علیه السلام و سربازان و خاندانش ، جنگ نمایان عباس ، على اکبر و قاسم و… و صدها صحنه حماسى دیگر ، همه جلوه هایى از شجاعت حسین بن على علیه السلام و یارانش است.

جوانمردى و بزرگوارى

عنایت ویژه محمد صلى الله علیه و آله ، آغوش زهرا علیهاالسلام ، پرورش على علیه السلام و شایستگى هاى شخصى، در حسین علیه السلام جمع شد و از او، نمونه اى از بزرگوارى، جوان مردى و فضیلت ساخت. مکتب حسین علیه السلام ، پاداش نیکى را نیکىِ برتر مى داند. آرى مکتب انسانیت چنین است . آنان که نیکى را پاداش نمى دهند انسان نخواهند بود و آنان که سزاى نیکى را بدى مى دهند، بویى از انسانیت نبرده اند. امام حسین علیه السلام در مسیر خود به کوفه ، از سرزمین اشراف گذشت و به اصحابش دستور داد آب فراوانى بردارند و همه مشک ها را پر کنند . یاران حسین علیه السلام نیز به دستور امام ، آب زیادى برداشتند و حرکت کردند . در منزل گاه بعدى به نام ذوحسم ، به سپاه حرّبن یزید ریاحى برخوردند که مأمور بودند امام حسین علیه السلام را نزد ابن زیاد ببرند . در آن گرماى شدید ، فریاد العطش سربازان حرّ که سخت تشنه شده بودند ، بلند بود. حسین علیه السلام به یاران خویش دستور داد تا نه تنها سپاهیان دشمن ، بلکه اسب ها و مرکب هایشان را نیز سیراب کنند .

تواضع

یک روز بر چند کودک عبور کرد که سرگرم خوردن یک قطعه نان بودند . بچه ها از امام خواستند تا با آنها هم غذا شود . امام با لطف و مهربانى ، دعوت اطفال را پذیرفت و با آنها هم غذا شد . آن گاه بچه ها را با خود به خانه برد و آنها را از غذا سیر کرد و به آنها لباس پوشانید. سپس فرمود :

این کودکان ، از من سخاوتمندترند ؛ زیرا آنها هرچه داشتند ، بذل کردند ، ولى من بخشى از مال خویش را بخشیدم .

خداترسى

ابن شهر آشوب در مناقب آورده است که از حسین علیه السلام پرسیدند : ما أَعظَمَ خوفُکَ مِنْ رَبِّک ؛ چه زیاد از خدا مى ترسى؟  فرمود : یَأْمَنُ یومَ القیامَةِ إِلاّ مَنْ خافَ اللّه َ فِى الدنیا ؛ از عذاب خدا در قیامت ایمن نیست ، مگر کسى که در دنیا از خدا بترسد .

از دعاى آن حضرت در روز عرفه، میزان شناخت و ترس او را از خدا درمى یابیم که با چشمى گریان پس از بیان اوصاف بارى تعالى و کیفیت آفرینش جهان هستى و شخصیت شخیص خود ، آن چنان خدا را در همه احوال ، حاضر و ناظر اعمال خویش مى داند که گویى او را به چشم بصیرت مى بیند ، آنجا که مى گوید : کور باد چشمى که تو را مراقب خود نبیند و در زیان و خسران باد و بنده اى که نصیب و بهره اى از عشق و محبت خود در او قرار نداده اى .

دانش

علم حسین علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام به افاضه ربانى و بخشش الهى و تعلیم خاص شخص پیامبر صلى الله علیه و آله بود . هرچه در حالات سید الشهدا علیه السلام دقیق تر شویم ، بیشتر به این نکته دست مى یابد که یک بصیرت خارق العاده و بینش غیبى در امر دین ، راهنماى آن حضرت بوده است . دانش آن حضرت از احتجاجات او با دشمنان اهل بیت علیهم السلام به ویژه معاویه و مروان و نامه هایى که به معاویه مرقوم فرموده و خطبه هایى که به مناسبت هایى ایراد کرده و از دعاى عرفه و دعاهاى دیگر که از آن حضرت در کتاب هاى شیعه و سنى نقل شده ، ظاهر و آشکار است.

جود و سخا

درباره کرامت و جود و بخشش حسین بن علی علیه السلام داستان هاى زیادى نقل شده است که به عنوان نمونه به دو مورد اشاره مى کنیم :

– عمرو بن دینار روایت مى کند که امام حسین علیه السلام به عیادت اسامة بن زید رفت و او بیمار بود . وى را اندوهناک دید . علتش را جویا شد . اسامه گفت : شصت هزار درهم بدهکارم . امام فرمود : بر عهده من که آن را بپردازم . اسامه عرض کرد : مى ترسم قبل از اداى دین بمیرم . امام حسین علیه السلام فرمود : نخواهى مُرد تا من قرض تو را بپردازم و حضرت پیش از فوت اسامه ، دینش را پرداخت کرد .

– انس مى گوید : من خدمت امام حسین علیه السلام بودم که کنیزش یک شاخه گل آورد و به امام علیه السلام تقدیم کرد . حضرت فرمود : تو را در راه خدا آزاد کردم . انس مى گوید : به حضرتش عرض کردم : یک شاخه گل ارزشى ندارد که به خاطر آن او را آزاد کردى ! امام حسین علیه السلام فرمود : خدا ما را چنین ادب آموخته است که مى فرماید : و چون شما را تحیت گویند ، شما بهتر از آن تحیت گویید یا مثل آن و آزاد کردن کنیز تحیت بهتر بود .

زهد

بهترین نشانه زهد کامل و خوار شمردن دنیا ، فداکارى و گذشت آن حضرت از جان خود و جوانان و برادران و اصحاب و یاران و تن دادن به آن همه مصیبت و بلا بود . اگر دنیا و مال و نعمت آن ، در نظر کسى بى قدر و ارزش نباشد ، نمى تواند این گونه در راه حق و یارى دین خدا و بزرگداشت هدف عالى خود ، پایدارى و استقامت ورزد تا به حدى که بدن قطعه قطعه عزیزانش را ببیند و صداى ناله زنان و کودکان را بشنود ، ولى در راه یارى دین خدا ، ثابت و پابرجا بماند و در مقابل باطل ، نرمش نشان ندهد. حسین علیه السلام کسى نبود که به خاطر زندگى دنیا و خوش گذرانى ، مصالح عالى اسلامى را نادیده بگیرد و با گرفتن حق السکوت ، برقرارىِ چنان دستگاه فاسدِ ظلم و کفر را امضا کند و در اداى تکلیف و وظیفه مهمى که از طرف خدا به عهده دارد، مسامحه و کوتاهى ورزد.

 




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)