تاريخ انتشار : ۲ آذر ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 2475

 این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست


جذاب و گیرا ، مومن و متعهد ، زاهد و عابد ، شجاع و دلیر ، مهربان و رئوف ، جوانمرد و بزرگوار ، و …  . اینها تنها بخشی از صفات والا و ملکوتی حسین بن علی است . هم او که سراسر زندگی اش از لحظه تولد تا لحظه عروج یرای شیعیانش و تمامی جوانمردان گیتی درس عشق و معرفت است . گوشه ای از رخدادها و حوادث زندگی خون خدا را با هم مرور می کنیم تا ان شاء الله در مجالس سوگواری با معرفت و شناخت بیشتر شرکت کنیم .

پس از رحلت پیامبر ، حسین بن علی مصائب و مشکلات فراوانی را با چشم خود دید و با تمام وجود درک کرد . حوادث تلخ و ناگواری همچون ماجرای سقیفه ، بیماری و در نهایت  شهادت مادر ، خانه نشینی و مظلومیت پدر . در این دوران حسین بن علی همواره در کنار پدر بود و پروانه وار گرد شمع وجود امیرالمومنین می چرخید و می بالید . در سالهای خلافت و امامت علی بن ابیطالب ، در رکاب پدر جنگید و بی وفایی ها و سستی های و عداوت های مارقین و ناکسین و قاسطین را با همه وجود لمس کرد . در این دوران ، همه ، وی را با عظمت و بزرگ می شناختند و در شجاعت و دلیری او شکی وجود نداشت و همگان با دیده تعظیم و تکریم به او می نگریستند .

امام حسین علیه السلام پس از شهادت امام على علیه السلام در کنار برادر و امامش ، حسن بن علی علیه السلام ، قرار گرفت و در عین حال که هیچ منصب اجرایی و حکومتی نداشت ، لیکن بازویی قوی و کارآمد برای امام مجتبی به حساب می آمد . هنگام حرکت نیروهاى امام مجتبى علیه السلام به سمت شام ، همراه آن حضرت در صحنه نظامى و پیشروى به سوى سپاه شام حضور داشت . ایشان بازهم شاهد رفتار نابخردانه و منافقانه و ریاکارانه سپاه امام مجتبی در حق برادر و امامش بود و همه این تلخی ها و مصائب را در صندوقچه اسرار خود نگه داشت . هنگامى که معاویه ، به امام حسن علیه السلام پیشنهاد صلح کرد ، امام حسن علیه السلام ، حسین بن علی و عبداللّه بن جعفر را فراخواند و درباره این پیشنهاد با آن دو به گفت وگو و مشاوره پرداخت و در نهایت پس از متارکه جنگ و انعقاد پیمان صلح ، تصمیم به بازگشت به مدینه گرفت و حسین بن علی نیز که مأموم حسن بن علی بود ، بی چون و چرا همراه برادر به شهر مدینه بازگشت و همان جا اقامت گزید. لازم به ذکر است که در دوران صلح بسیاری از به ظاهر شیعیان که خواستار جنگ با معاویه بودند و صلح امام حسن را ننگ می پنداشتند به حسین بن علی رجوع کرده و از ایشان تقاضای قیام می کردند و در جواب تمام این خواسته ها تنها یک جمله از حسین بن علی وجود داشت : ” من خود در بیعت حسن بن علی هستم و ایشان امام من است ” . امام حسین علیه السلام به برادرش امام مجتبى علیه السلام بسیار احترام مى گذاشت و همواره با او ، هم گام و همراه بود و هیچ گاه میان دو برادر شکافى رخ نداد . آنچه یکى انجام مى داد ، دیگرى مى پسندید و مى پذیرفت . از امام باقر علیه السلام نقل شده است که امام حسین علیه السلام به قدرى ، برادرش امام مجتبى علیه السلام را گرامى مى داشت و بزرگ مى شمرد که در حضور او هیچ وقت سخن نمى گفت.

امام حسین علیه السلام در زمان معاویه و آن شرایط خفقان بار که کسى جرئت اعتراض نداشت ، در برابر مظالم معاویه به مبارزه و مخالفت برخاست . نامه هاى متعددى بین او و معاویه رد و بدل شد که همه در منابع شیعه و سنی وجود دارد و نشانه موضع گیرى سخت و انقلابى امام حسین علیه السلام در برابر معاویه است. معاویه به دنبال فعالیت هاى دامنه دار خود به منظور تثبیت ولایتعهدى یزید ، به مدینه سفر کرد تا از مردم به ویژه شخصیت هاى بزرگ این شهر که در رأس آنان امام حسین علیه السلام قرار داشت ، بیعت بگیرد ، ولى امام پاسخ کوبنده اى به او داد که همین پاسخ ، سرآغاز مخالفت امام با یزید شد و در زمان معاویه که تقریباً همه بزرگان با معاویه برای خلافت یزید بیعت کردند ، این حسین بن علی بود که نه تنها بیعت نکرد بلکه مدام شرایط صلح امام حسن با معاویه را بیان می فرمود تا شاید ارواح خواب رفته و زنگار گرفته بیدار شوند .

نمونه هایی از اخلاق عملی امام حسین ( علیه السلام )




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)