تاريخ انتشار : 23 نوامبر 2012 تعداد بازديد : 21097

 اشعار ویژه ماه محرم


حمید رضا برقعی                                  شاعر کنار دفترش افتاد از نفس

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد

در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد

ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد

شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

احساس کرد از همه عالم جدا شده است

در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت

وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت

وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت

مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست

شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت

دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت

یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت

تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند

دارد غروب فرشچیان گریه می کند

با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید

بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید

او را چنان فنای خدا بی ریا کشید

حتی براش جای کفن بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را ، حروف را

از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت

بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت

این بند را جدای همه روی نیزه ساخت

"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت

بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"

اوکهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن …

پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن …

خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن …

شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن …

در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس

شاعر کنار دفترش افتاد از نفس…




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. ناشناس گفت:

    (T) الو سلام لطفا شعر های زیاد تری در سایت بیاورید (&) 🙂 🙂 راستی شعر هاش قشنگ باشه (@) (@)

  2. ...غزل... گفت:

    اووووووووووووووو چه قدر طولااااااااااااااااااااااانییییییییییییییییی
    این واقعا شعار بود؟:-O :-O :-O

  3. ساحل گفت:

    بدنیستن ولی درک معنیاشون خیلی سخته :-S