تاريخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 22993

 مناظره امام جواد درباره رضایت خدا از جناب عمر و ابوبکر


بسم رب الرحمن

مناظره امام جواد(ع) با يحيي ابن اكثم-رضایت خدا از ابوبکر و عمر

نقل شده است كه پس از آنكه مأمون، دخترش ام الفضل را به امام جواد ـ علیه‎السّلام ـ تزویج كرد، در مجلسی كه مأمون و امام ـ علیه‎السّلام ـ و یحیی بن أكثم۱ و گروه بسیاری از علماء در آن حضور داشتند.

یحیی به امام ـ علیه‎السّلام ـ رو كرد و پرسید، روایت شده است كه جبرئیل به حضور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ رسید و گفت: «یا محمّد! خداوند به شما سلام می‎رساند و می‎فرماید: «من از ابوبكر راضی هستم، از او بپرس كه آیا او هم از من راضی است؟

نظر شما درباره این حدیث چیست؟

امام ـ علیه‎السّلام ـ فرمودند: من منکرفضیلت ابوبکر نیستم، ولی كسی كه این خبر را نقل میكند باید خبر دیگری را نیز كه پیامبر اسلام در حجَّه الوداع بیان كرد، از نظر دور ندارد. پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: «كسانی كه بر من دروغ می‎بندند، بسیار شده‌اند و بعد از من بسیار خواهند بود، هر كس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنّت من عرضه كنید، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنجه را كه مخالف كتاب خدا و سنّت من بود، رها كنید»،  این روایت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و می‎دانیم در دلش چه چیز می‎گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیكتریم.

آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبكر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! آیا عقلاً این روایت قابل قبول است؟»

www.nasr19.ir

یحیی گفت: روایت شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمین، مانند جبرئیل و میكائیل در آسمان هستند».

حضرت فرمود: «درباره این حدیث نیز باید دقت شود؛ چرا كه جبرئیل و میكائیل دو فرشته مقرّب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه‎ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده‎اند، ولی ابوبكر و عمر زمانی مشرك بوده‎اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده‎اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستی سپری كرده‎اند، بنابراین محال است كه خدا آن دو را به جبرئیل و میكائیل تشبیه كند.

یحیی گفت: «همچنین روایت شده است كه: ابوبكر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند». درباره این حدیث چه می‎گویید؟

حضرت فرمود: «این روایت نیز محال است كه درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی‎شود (تا ابوبكر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنی‌امیه، در مقابل حدیثی كه از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره حسن و حسین ـ علیها‌السّلام ـ نقل شده است كه «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» جعل كرده‎اند.

یحیی گفت: «روایت شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است».

حضرت فرمود: «این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد ـ صلی‎الله علیه و آله ـ و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمی‎شود ولی با نور عمر روشن می‎گردد؟!

یحیی اظهار داشت: «روایت شده است كه عمر هر چه گوید، از جانب مَلَك و فرشته می‎گوید.

حضرت فرمود:… ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالای منبر می‎گفت: من شیطانی دارم كه مرا منحرف می‎كند، هر گاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آورید.

یحیی گفت: «روایت شده است كه پیامبر فرمود:‌ «اگر من به پیامبری مبعوث نمی‎شدم، حتماً عمر مبعوث می‎شد.

امام فرمود: «كتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست‎تر است»، خدا در كتابش فرموده است:

«به خاطر بیاور هنگامی را كه از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح…۵ از این آیه صریحاً بر می‎آید كه خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممكن است پیمان خود را تبدیل كند؟

هیچ یك از پیامبران به قدر چشم بر هم زدن به خدا شرك نورزیده‎اند، چگونه خدا كسی را به پیامبری مبعوث می‎كند كه بیشتر عمر خود را با شرك به خدا سپری كرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: «در حالی كه آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم.

باز یحیی گفت: روایت شده است كه پیامبر فرمود: «هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطّاب (پدر عمر) نازل شده است»، یعنی نبوت از من به آنها منتقل شده است.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امكان ندارد كه پیامبر در نبوّت خود شك كند، خداوند می‎فرماید: «خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی بر می‎گزیند۶ (بنابراین با گزینش الهی، دیگر جای شكی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد).

یحیی گفت: «روایت شده است كه پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: «اگر عذاب نازل می‎شد كسی جز عمر از آن نجات نمی‎یافت».

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در میان آنان هستی، خداوند آنان را عذاب نمی‎كند و نیز مادام كه استغفار می‎كنند، خدا عذابشان نمی‎كند بدین ترتیب تا زمانی كه پیامبر در میان مردم است و تا زمانی كه مسلمانان استغفار می‎كنند، خداوند آنان را عذاب نمی‎كند.


۱-یحیی یکی از دانشمندان نامدار زمان مأمون، خلیفه عباسی، بود که شهرت علمی او در رشته های گوناگون علوم آن زمان زبانزد خاص و عام بود. او در علم فقه تبحر فوق العاده ای داشت و با آن که مأمون خود از نظر علمی وزنه بزرگی بود، ولی چنان شیفته مقام علمی یحیی بود که اداره امور مملکت را به عهده او گذاشت و با حفظ سمت، مقام قضا را نیز به وی واگذار کرد. یحیی علاوه بر اینها دیوان محاسبات و رسیدگی به فقرا را نیز عهده دار بود. خلاصه آن که تمام کارهای کشور اسلامی پهناور آن روز زیر نظر او بود و چنان در دربار مأمون تقرب یافته بود که گویی نزدیکتر از او به مأمون کسی نبود. اما متاسفانه یحیی، با آن مقام بزرگ علمی، از شخصیت معنوی برخوردار نبود. او علم را برای رسیدن به مقام و شهرت و به منظور فخر فروشی و برتری جویی فراگرفته بود. هر دانشمندی به دیدار او می رفت، آنقدر از علوم گوناگون از وی سؤال می کرد تا طرف به عجز خود در مقابل وی اقرار کند!




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. علی روشن ضمیر گفت:

    چرا اول متن مناظره رو قیچی کردید؟اون جایی که امام جواد(ع) میگه من منکر فضائل ابوبکر و عمر نیستم.در این مناظره هم امام بر علیه احادیث دروغین سخن گفتند نه اینکه ضدیتی با شیخین باشه.

    • عبد النقی گفت:

      بسمه تعالی
      دوست عزیز به قطع قصدی در عدم ذکر قسمت ابتدایی روایت نبوده است چرا که اصلا این روایت از نظر اعتبار سندی قابل استناد نیست و در کتاب الإجتجاج طبرسی،هیچ سندی برای آن ذکر نشده است.اما علت انتشار این مطلب ادله قابل قبول مطرح شده در رد فضائل جناب ابوبکر و عمر بوده است که در کتاب الغدیر علامه امینی نیز رد شده اند. با این حال به عنوان صحه ای بر این مدعا جمله مورد نظر اضافه خواهد گردید.اما بعد:
      ۱-فضائل مطرح شده توسط یحیی که برترین دانشمند روزگار است به قطع مهم ترین و معتبرترین ادله ی نقلی اهل سنت آن روزگار بوده است، لذا وقتی امام جواد علیه السلام آن دلایل را رد میکنند در اصل هیچ فضیلتی را که از طرف اهل سنت مطرح شده است برای جناب ابوبکر و عمر باقی نمی گزارند! و چه ضدیتی از این تخریب گرتر؟!
      ۲-از جمله ی سیاست های مناظره، ایجاد حس اعتماد سازی است چرا که رد صریح عقاید طرف مناظره منجر به جبهه گیری شدید او و مانع پذیرش دلایل صحیح بعدی شما خواهد شد.از طرفی دیگر آشکار است که در هنگام مناظره استناد شما، عقاید طرف مقابل است نه عقاید خودتان، تا آنکه بر اساس استدلال، عقاید طرف مقابلتان را رد کنید،لذا پذیرش، شرط اول است.یعنی زمانی که طرف مناظره شما معتقد به فضیلت جناب عمر و ابوبکر است شما نیز در ابتدا بر اساس اعتقاد او پیش میروید و سپس تمام آنها را رد میکنید!
      ۳-اما پاسخی که در یکی از مناظرات به یکی از دوستان اهل سنت پاکستانی و با توجه به استراتیژیک مذکور دادم به این مضمون بود:
      “بله،من منکر این نیستم که جناب عمر و ابوبکر در ابتدا خدمات شایسته ای در حق اسلام و مسلمین انجام دادند اما متاسفانه در آخر تمام زحمات خودشان را به باد دادند”
      در پناه حق/ یا علی مدد

      • رها گفت:

        بیایید به عقاید شناسنامه ای هم احترام بذاریم.
        دوستان خوبم کسی مذهبش رو انتخاب نکرده و همه برا مذهبشون عدله و تاریخ و روایت خاص خودشان را دارند؛ چرا بیشترین ترورها و وحشیگریها توی خاورمیانه و بین مسلموناست چرا ما به جای زیر سوال بردن مذاهب همدیگه که اخرش تولید فرقه ها و تروریستهای جدید میشه به انسانیت فکر نکنیم عمر همونقدر محترمه برا تسنن که علی برا ما و هممون شناسنامه ای بهمون یاد دادان و عدله دادن.
        علی برا سلامت اسلام سکوت کرد ما که مقلد اماممون هستیم چرا اسلام رو به دنیا تروریسم معرفی کنیم 🙁

        • عبد النقی گفت:

          با سلام و سپاس، گمان نمی کنم در هیچ مکتب معقولی، نقد محترمانه تحریم شده باشد. عقاید شناسنامه ای در اسلام هیچ جایگاهی ندارد.

          در متن بالا نیز کلمه ای توهین آمیز ذکر نشده است.

          حضرت علی نیز اگر آن طور که شما فکر می کنید سکوت کرده بودند، گمان می کنم اکنون چیزی به نام تشیع موجود نبود گرچه اگر واقعیت وجودی خلفا را نیز بی پرده ذکر می کردند چیزی از اسلام نمی ماند و کار به جنگ و خونریزی کشیده می شد

          محسور تبلیغات و شناسنامه و جو سازی ها نشویم، حق را جست و جو کنیم و بگوییم حتی اگر خلاف میل خود و دیگران باشد و در این راه سرزنش شویم.

          ضمن احترم مجدد بر برادران و خواهران اهل سنت و با تکیه بر مشتکات مهم تری چون خدا و پیامبر، گفتمان و نقد محترمانه را می توان انجام داد.

          • احمد گفت:

            نمیشه گفت که چون حضرت علی چیزی گفته گروه های مختلف شيعه بوجود آمدن. همانطور که مسیحیان مسیح را پسر خدا میدانند واین عقیده شرک آمیز به دور از پیامبران است وعده ای مفتری این دروغ های کفر آمیزرو بافتن
            در ضمن نمبشه گفت که فضایل اونا رو قبول دارم ولی نقد هم میکنم در حالی که شيعه اونا رو به شدت تخریب میکنه قاتلان فاطمه، غاصبان خلافت و…میدونن
            در ضمن خیلی از روایات شیعه که خیلی معروفن مثل زیارت عاشورا سند ندارن آیا این هم به دلیل نبود سند قبول نیستن.

          • محمد.ب گفت:

            با سلام، عجب!!! زیارت عاشورا سند نداره؟!!
            شایسته نیست در خصوص مطلبی که اصلا اطلاعی نداریم اظهار نظر کنیم! انسان عاقل هرگز هر چه را اینجا و آنجا شنید باور نمیکنه چه رسد به اینکه نقل کنه یا به آم استناد کنه البته با احترام باید عرض کنم اساس مذهب شما متاسفانه مبتلا به این وضعیته تحقیق کنید ضرر نمی کنید

      • پیمان گفت:

        سلام.عالی

    • یکی گفت:

      شیخین این احادیث دروغین رایا ساخته اند یا قبول کردند مسئله امامت وجود شیخین را رد میکند اگر امامت هست نیازی به شیخین نیست قانون خدا با کسی تعارف ندارد بنابراین این ضدیت مسصلما وجود دارد

  2. پوریا گفت:

    آخه عمر کجا فضائل داشته؟؟؟؟؟ 😉 😀 😀 😀 😀 😀

  3. علی روشن ضمیر گفت:

    اینها سخنان آیت الله مطهری و آیت الله خامنه ای و علی اکبر ولایتی در مورد فضائل جناب عمر و جناب ابوبکر است.(گوشه کوچکی از فضائل این بزرگان است)

    من شیعه هستم ولی رافضی نیستم.و عاشق اسلام ناب محمدی و حقیقت.

    آیت الله مطهری در کتابش “العدل الإلهی” صفحة ۲۷۹-۲۸۰ در مورد حضرت عمرمی گوید:

    عمرو عاص از طرف عمر حاکم مصر بود ، روزی پسر عمرو عاص به صورت یکی از رعایا سیلی زد ، ستمدیده به نزد عمرو عاص رفته شکایت کرد ولی وی ترتیب اثر نداد . این مرد غیور حرکت کرد به مدینه و نزد عمر آمد و عرض حال داد . عمر ، عمر و عاص و پسرش را احضار و محاکمه نمود . در این محاکمه یک جمله تاریخی ازعمر نقل شده است

    خطاب به عمر و عاص و پسرش گفت : متی استعبدتم الناس و قد ولدتهم امهاتهم احرارا
    ” از کی مردم را برده خویش گرفته اید در حالی که از مادران خویش آزاد متولد گردیده اند ”
    سپس دستور قصاص صادر نمود
    عمر با پسر خودش نیز همینطور رفتار نمود ، وقتی ثابت گردید پسرش شراب خورده است حد الهی را درباره او اجرا نمود . اینها عدالتی بود که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به مسلمین آموخته بود و مسلمین هنوز آن را فراموش نکرده بودند ، و به عبارتی دیگر ، چرخی بود که رسول خدا به حرکت آورده بود و تا مدت زیادی کم و بیش به همان شکل به حرکت خود ادامه میداد

    بیانات امام خامنه ای حفظ الله در دانشگاه تربیت مدرّس‌“۱۳۷۷/۰۶/۱۲”

    آقاى «جورج جرداق» نویسنده کتاب نامدار «صوت العداله» – که درباره امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام است – بین دو جمله که یکى از امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام صادر شده است و یکى هم از جناب عمر – خلیفه دوم – مقایسه‌اى مى‌کند. یک وقت چند نفر از استانداران یا ولات زمان جناب عمر پیش ایشان آمده بودند، و چون گزارشى علیه آنها آمده بود، خلیفه را خشمگین کرده بود. خلیفه خطاب به آنها جمله ماندگارى را گفته است: «استعبدتم النّاس و قد خلقهم اللَّه احرارا؟»؛ مردم را به بردگى گرفته‌اید؛ در حالى که خدا مردم را آزاد آفریده است؟ جمله دیگرى امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام فرموده است که در نهج‌البلاغه آمده است و آن این است: «لاتکن عبد غیرک وقد خلقک اللَّه حراً»(۱)؛ بنده غیرخودت مباش؛ خدا تو را آزاد آفریده‌است. «جورج جرداق» بین این دو جمله مقایسه مى‌کند و مى‌گوید جمله امیرالمؤمنین به مراتب برتر از جمله عمر است؛ زیرا عمر به کسانى این خطاب را مى‌کرد که آزادى و حریّت، در دست آنها هیچ تضمینى نداشت؛ چون خود آنها کسانى بودند که عمر مى‌گفت: «استعبدتم النّاس»؛ مردم را به بردگى گرفته‌اید. مردم را به بردگى گرفته‌اید؛ حالا به آنها آزادى بدهید. این یک طور حرف زدن است؛ یک طور دیگر آن است که امیرالمؤمنین به خود آن مردم خطاب مى‌کند و در حقیقت ضمانت اجرا را در خود کلام مى‌آورد: «لاتکن عبد غیرک و قد خلقک اللَّه حراً»؛ بنده غیر خودت مباش، خدا تو را آزاد آفریده است.
    بیانات امام خامنه ای حفظ الله در خطبه نماز جمعه”۱۳۷۷/۰۲/۱۸”

    یک وقت جناب عمر، به جناب سلمان گفت: «أملک انا ام خلیفه؟»(۴۳)؛ به نظر تو، من پادشاهم یا خلیفه؟ سلمان، شخص بزرگ و بسیار معتبرى بود؛ از صحابه عالى‌مقام بود؛ نظر و قضاوت او خیلى مهم بود. لذا عمر در زمان خلافت، به او این حرف را گفت. «قال له سلمان»(۴۴)، سلمان در جواب گفت: «ان انت جبیت من ارض المسلمین درهماً او اقلّ او اکثر»(۴۵)؛ اگر تو از اموال مردم یک درهم، یا کمتر از یک درهم، یا بیشتر از یک درهم بردارى، «و وضعته فى غیر حقّه»(۴۶)؛ نه این‌که براى خودت بردارى؛ در جایى که حقّ آن نیست، آن را بگذارى، «فانت ملک لا خلیفة»(۴۷)، در آن صورت تو پادشاه خواهى بود و دیگر خلیفه نیستى. او معیار را بیان کرد. در روایت «ابن اثیر» دارد که «فبکا عمر»(۴۸)؛ عمر گریه کرد. موعظه عجیبى است. مسأله، مسأله خلافت است. ولایت، یعنى حکومتى که همراه با محبّت، همراه با پیوستگى با مردم است، همراه با عاطفه نسبت به آحاد مردم است، فقط فرمانروایى و حکمرانى نیست؛ اما پادشاهى معنایش این نیست و به مردم کارى ندارد. پادشاه، یعنى حاکم و فرمانروا؛ هر کار خودش بخواهد، مى‌کند.

    اینها مال خواص بود. خواص در مدّت این چند سال، کارشان به این‌جا رسید. البته این مربوط به زمان «خلفاى راشدین» است که مواظب بودند، مقیّد بودند، اهمیت مى‌دادند، پیامبر را سالهاى متمادى درک کرده بودند، فریاد پیامبر هنوز در مدینه طنین‌انداز بود و کسى مثل على‌بن‌ابى‌طالب در آن جامعه حاضر بود.
    خطبه‌هاى نماز جمعه تهران ۱۳۶۵/۰۹/۱۴

    در زمان خلیفه‌ى دوم(حضرت عمر بن خطاب)، استاندار مصر عمروعاص بود و پسر عمروعاص در یک ماجرائى، در یک گفتگوئى با یک جوان دهاتى حرفشان شد، یک سیلى بر صورت آن جوان روستائى مصرى زد – حالا شما ببینید یک روستائى مصرى که نمیدانم حالا عرب بوده یا غیر عرب بوده، شاید آنوقت هنوز عرب هم نبودند، آن هم نماینده‌ى خلیفه و استاندار مطلق – پسر به پدرش شکایت کرد. پدرش آمد پیش عمروعاص، گفت باید قصاص کنى؛ پسر من کتک خورده و بایستى پسر تو که زده، او هم کتک بخورد. او هم اعتنائى نکرد و اینها را بیرون کرد. بلند شدند آمدند مدینه در زمان خلیفه‌ى دوم و پیش خلیفه توى مسجد، ماجرا را مطرح کردند. خلیفه فوراً نوشت تا آن حاکم یعنى عمروعاص و پسرش هر دو بیایند. آوردشان توى مسجد گفتش که این پسر دهاتى، آن پسر استاندار را قصاص کند، خود استاندار هم تعزیر بشود. گفت چرا خود من تعزیر بشوم؟ گفت براى خاطر اینکه به میخ قدرت تو، پسرت این کار را کرد و این حرکت را انجام داد؛ تو رو دادى به او. بعد یک جمله‌اى از قول خلیفه نقل شده که آن هم جملاتى است که توى تاریخ هست و او این است که خطاب میکند به عمروعاص میگوید: «متى استعبدتم النّاس و قد ولدتهم امّهاتهم احرارا؟»(۴) از کى شما این مردم را بنده‌ى خودتان و برده‌ى خودتان قرار دادید، در حالى که مادرهاشان اینها را آزاد آفریدند؟ این منطق اسلام است. اگر این در اسلام به صورت یک فرهنگ رائج نبود، خلیفه براى یک کار به این مهمى که استاندار خودش را میخواهد مجازات کند، به این جمله، به این معرفت اسلامى استناد نمیکرد؛ پیداست این یک مطلبى بوده که همه این مطلب را میدانستند، جزو فرهنگ رائج و شناخته شده‌ى ملت اسلام در آنوقت بوده که انسانها آزادند، انسانها داراى حق آزادى هستند و از مادرها آزاد متولد شدند و کسى حق ندارد انسانها را برده و اسیر و بنده‌ى خودش بکند و حق آزادى آنها را سلب کند
    خطبه‌هاى نماز جمعه‌ تهران ۱۳۶۶/۰۳/۲۲
    در مکاتباتى که امیرالمؤمنین با معاویه در پیش از جنگ صفین داشتند و استدلال میکردند؛ هر کدام یک دلیلى، استدلالى در نامه‌ى خود مى‌آوردند – هم معاویه به یک چیزهائى استدلال میکرد تا روش سیاسى خودش را توجیه کند، هم امیرالمؤمنین استدلالهائى میکردند – آنجا یکى از جملاتى که امیرالمؤمنین به کار برده و احتمال میدهم بیش از یک بار هم امیرالمؤمنین این را به کار برده این است که: «انّه بایعنى القوم الّذین بایعوا ابابکر و عمر»؛(۳) یعنى تو چرا در مقابل من مى‌ایستى و تسلیم نمیشوى، در حالى که همان مردمى که با ابوبکر و عمر بیعت کرده بودند و تو به خاطر بیعت آن مردم خلافت آنها را قبول دارى، همان مردم با من هم بیعت کردند. یعنى مشروعیت دادن به رأى مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامى است.
    استبداد در جوامع اسلامی

    رسول اکرم(ص) نیز در بیشتر مسائل با اصحاب خود مشورت میکردند و پس از پیامبر نیز خلفای راشدین(جنابین ابوبکر و عمر) به گونه ای رفتار می کردند که مردم از آنها با میل و رضایت درونی اطاعت میکردند و حتی اگر مجازاتی برای کسی در نظر گرفته میشد از آنها پیروی و دستور را اجرا می کردند.

    در کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی علی اکبر ولایتی صفحه ۱۵۲

    ۲.دنیا گرایی ،تحجر و دور شدن از اسلام راستین

    پیامبر(ص) به عنوان پیام آور اسلام ،شیوه زندگی خود را به گونه ای تنظیم میکرد که کاملا از هر نوع اسراف و تبذیر و تجمل به دور باشد.خوراک و مسکن و پوشاک او همانند عادی ترین افراد جامعه بود و از هر نوع تجمل پرهیز می کرد.پس از وفاتش،شیوه زندگی خلفای راشدین نیز به او شباهت داشت.آنها نیز سعی می کردند تا با تبعیت از اسلام راستین و شیوه زندگی رسول اکرم از تجملات مادی پرهیز کنند و خود به الگویی مناسب برای زندگی سایر مسلمانان مبدل شوند.
    کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی علی اکبر ولایتی صفحه۱۵۳

    • عبد النقی گفت:

      بسمه تعالی
      دوست عزیز، پاسخ شما را نباید می خواندم چون قبل از هر چیز باید به شما می اموختم که پاسخ دیگران را با دقت بخوانید، حقیر جایی ذکر نکردم که منکر فضائل جناب عمر و ابوبکر هستم.حقیر در کمال احترام، این افراد را نقد میکنم، به قطع در فتنه، داشتن بصیرت ضروری است چرا که آنچنان حقیقت و باطل در هم می آمیزند، که تشخیص آنها آسان نیست.
      سخنان امام خامنه کاملا روشن است و اینکه شما چگونه از آنها استدلال کرده اید مبهم. که البته جای بحث دارد.
      اما از انجا که این صحبت ها را قلم فرسایی محض میدانم و تجربه ی آن را داشته ام به عنوان مثالی بر مدعای قبلی خود عرض میکنم که: حقیر هم اگر بخواهم میتوانم فضائل شیطان لعین را بیاورم، آن هم از زبان امیر الموئمنین، علی ابن ابیطالب علیه السلام! ؛
      پس عبرت بگيريد از آن چه خدا با ابليس كرد؛ هنگامي كه عمل گسترده اش و زحمات فراوانش را نابود كرد و شيطان شش هزار سال خدا را عبادت كرد كه نمي توان دانست از سال هاي دنيايي ما يا از سال هاي اخروي است؟!
      آیا به عقیده شما درست است بعد از خواند این جمله بگوییم؛ جناب عالی مقام للمسلمین و المسلمات حضرت شیطان؟!
      یا در روايت ديگرى از امام جعفر صادق عليه السلام آمده است؛ شيطان در آسمان طى هفت هزار سال خدا را با دو ركعت نماز عبادت كرد.
      پس طبق برداشتی که شما از بیانات امام خامنه ای فرموید، آ یا باید به شیطان هم گفت، سید الساجدین؟!

      دوست عزیز به یاد داشته باشید اطاعت و عبادت طولاني يا كوتاه هر موجود مختار پرستشگري، نشانة راه يابي مطلق او به قرب الهي و حريم رضاي رباني نيست، زيرا كه چه بسا اين موجود، در مسير عبادت خود، دچار انحراف و روي گرداني از خدا گردد و تا زمان فرا رسيدن روز پايان تكليف و آغاز فصل پاداش و كيفر، بر صراط مستقيمي كه بود نماند و شايد با يك گناه عظيمي ـ همچون گناه ابليس ـ حبط عمل شود.۱
      همچنین این را هم به خاطر بیاورید که خلقت شيطان هم خود وسيله اى براى آزمايش انسان هاست…
      پیروز و سربلند باشید، در پناه حق/یا علی مدد
      ۱=سایت اندیشه قم

    • بهروز امینی گفت:

      به نام خدا

      من یه بخش از نوشته شما رو خوندم که عمر به پسرش که شراب خورد شلاق زده پس خودش که شراب میخورده و خودش که حکم آدم جنب را بلد نبوده که با تیمم میشه نماز خوند و خودش که حکم زنی که دیوانه بوده و مورد تجاوز قرار گرفته بوده و میخواسته سنگسار کنه و خودش که گفته ما در احد به بالای کوه رفتیم تا برای علی و پیامبر دعا کنیم و ……. اینها که در کتب خود اهل سنت آمده چیه؟؟؟
      صحيح بخارى، ج ۷ ص ۱۳۷، كتاب الاشربة، باب ما جاء في أنّ الخمر ما خامر العقل
      سنن أبي داود، ج ۳ ص ۳۲۴، كتاب الاشربة، باب اول، ح ۳۶۶۹٫
      صحيح بخارى، ج ۶ ص ۶۷، تفسير سوره مائده
      صحيح مسلم، ج ۳ ص ۷۲ – ۱۵۷۰، كتاب الاشربة، باب اول، ح ۹ – ۳
      سنن ترمذى، ج ۵ ص ۲۳۶، كتاب تفسير القرآن، باب ۶، تفسير سوره مائدة، ح ۳۰۴۹
      و………..
      لطفا مردم را فریب ندیم خود عزیزان اهل سنت اگر دنبال حق و حقیقت هستند فقط برن و کتب خودشونو تماما بخونن کتب شیعه رو هم نمیخواد بخونن همون کتب خودتونو بخونین اگر یک فضیلت برای جنابان خلیفه ها پیدا کردید ما هیج حرفی نداریم چه تو صحیح بخاری و مسلم و سنن و…برید دنبال حقیقت نه هر کی هر چه گفت قبول کنید

      یا علی یا مهدی

  4. آگرین گفت:

    امام حسین میفرمایند لااقل اگر دین ندارید آزادباشید.جمله ای بسیار قشنگ تاکی میخواهی چشمانت راببندی آغا پوریاتامل کن درجایگاه خودت وایشان ببین دراین حدهستی که درموردشان قضاوت کنی…
    تنها خداوندمیبیند…

    • گلی گفت:

      شاید ما در جایگاه قضاوت نباشیم اما امامان معصوم ما هستند و ما بیانات آنان را میزان قرار می دهیم

  5. mohammad گفت:

    هرچه که امیرالمونین (ع) میفرماییند بفرمایید از زبان امیر المونین (ع) در باره این سه نفر بشنوید کسی که در خانه فاطمه زهرا (س) را آتش زد خاندانش همانانی هستند که به اسم خلیفشان گلوی علی اصغر (ع) شش ماه را دریدند…. زیارت عاشورا میخوانم که بگویم خداوند اولین و آخرین کسی که بر حق علی و فاطمه بد کردند لعنت باد.
    (W)

  6. سگ سگای کوی علی گفت:

    رسول خدا (ص) : جابر بن عبدالله انصاری گوید روزی ما نزد رسول خدا (ص) بودیم آن حضرت خطی را ر پیش روی خود کشید و فرمود این راه خداست سپس دو خط دیگر نیز در طرف چپ و راست آن کشیده و فرمودند اینها راه شیطان هستند سپس دست خود را روی خط وسط گذاشتند و فرموند این همان راه مستقیم که صراط علی بن ابیطالب (ع) میباشد است و چپ و راست که سوای راه اوست صراط شیطان است.
    تفسیر المیزان جلد ۷ صفحه ۵۸۷

  7. سگ سگای کوی علی گفت:

    رسول اکرم (ص) : در شب معراج از جانب حق تعالی به من خطاب رسید ای محمد (ص) : علی (ع) در نزد من محبوبترین خلق است علی چراغ هدایت اولیای من است علی (ع) پرچمدار افراد مومن و صالح است علی نور است از برای کسی که اطاعت اوامر او نماید و علی کلمه تقوی و باقیه است برای افراد پرهیزکار که پس از مرگ ملازم آنها باشد ای محمد هرکس علی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکه با علی دشمنی ورزد مرا دشمنی نموده.
    تفسیر جامع جلد ۶ صفحه ۴۵

    • علی گفت:

      از کی تا حالا سگها حرف میزنن؟
      علی و حسین و همه و همه بزرگان برای این خلق شدن تا اذمها ادمیت رو حفظ کنن
      کن موندم شما چطور دم از علی میزنی و خودتو سگ میدونی؟؟؟
      برا تو و امثال تو‌متاسفم که مایه ننگ بشریت هستین

      • یکی گفت:

        خیلی جالبه که بالاخره اعتراف کردید که امامان ما برای حفظ ادمیت امده اند امامت رو اعتراف کردید مگر اینکه دروغگو باشی و یا حواست نبوده برای رد دوستمون ی چیز پروندی

  8. فاروق گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی سیدالخلق و آله اجمعین
    بسیار مفید است. و لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت

  9. فاروق گفت:

    شما از خدا نمیترسید اسم این کفار رو با احترام میبرید؟ مثل اینکه بگید « جناب شیطان» …حالا یه کافری مثل مطهری یا این رهبر معلوم الحال شما یه حرفی زد شما هم با همون طناب میخواین برین بجهنم؟ بترسید از خدای آل محمد صلی الله علیه و آله

    • عبد النقی گفت:

      با سلام؛

      در سخن پراکنی جانب ادب را نگه دارید.

      شیطان مورد اختلاف هیچ یک از گروه های اسلامی ِ مطرح نیست.

      احترام به عقاید طرفین واجب و ضروری است که اگر غیر از این بود علی ابن ابی طالب زبانش فصیح تر و بلیغ تر از شما بود.

      هرگونه اقدام که منجر به زبانه کشیدن آتش اختلاف و کینه و تفرقه میان مسلمین شود بلاشک خدمت به اردوگاه کفر است که خواهان ریشه کن شدن نام الله ،محمد صل الله علیه و آله، اصحاب برجسته، اهل بیت و  دیگر اشتراکات شیعه و سنی می باشند.

  10. ابوذر گفت:

    حقانیت علی مثل روز روشن است چون که کسی نه در شجاعت، بلاغت، سیاست، تقوا مثل علی نبود نیست نخواهدبود

  11. اکبر گفت:

    ممنونم،بسیار مطلب جالبی بود
    سایت های اهل سنت بعضی از این صحبتها را آوردن
    جوابهای امام کامل وجالب است
    الهی ثبت قلوبنا علی دینک

  12. ناشناس گفت:

    شیعه ای که تولی وتبری نداشته باشدن تنها شیعه نیست بلکه کافر است شیه ایکه امر به معروف (معروف یعنی مولا امیر الموءمنین و نهی از منکر و منکر یعنی انانکه حق مولا راقصب نمودند و طرفدارانشان چه انزمان چه این زمان کافرندو تتشکر از مطالبتان ولی باید از مولایمان همانند جناب سلمان، ابوذر ،و مقداد، و…حمایت کنیم

  13. علی گفت:

    به به .ماشاالله

  14. مجید گفت:

    کسی که یاران مرا دشنام دهد براولعنت خدانازل باد (F) پیامبراکرام (F) فیض البرکات ص ۲۸ متاسفم برای همه تون حضرت علی و حضرت عمر خیلی داناتر ازانچه شما فکر مکنیدبوده اند محال باهم اختلاف داشته باشند

    • شراره گفت:

      بعداز این همه ظلم وفساد …چه با اعتماد ب نفس میگی حضرت عمر.. شماها کورو کرید… همیشه هم تو این غفلت میمونید..اقای ما فقط اقا میرالمومنین علی علیه السلام هستو بس….روز قیامت چهره هاتون دیدنیه… عمر کیلویی چنده؟؟!!!!

      • نوکر گفت:

        کسی که یاران مرا دشنام دهد براولعنت خدانازل باد……………………اق پسر کدوم یار .طبق کدوم سند و مدرک یار بوده .بر اساس سقیفه حتما .آره؟

    • Parnian گفت:

      ببخشید اون کی بود که حق امام علی رو ضایع کرد ها؟ اگه عمر خیلی طرفدار حقوق بود پس چرا حکومت رو به امام علی نداد؟ مگه ماجرایی غدیر رو فراموش کردید؟ حکومت حق امام علی بود.

  15. hamid گفت:

    بحث وحدت بسیار مهم است و عقاید هر شخص مهترم و این را قبول دارم که اصلا نباید توهین کرد و یا فحش داد خصوصا که ما مسلمانان برادریم و عقاید محترم . اما وحدت این نیست که ذره ای از اعتقادمان عقب نشینی کنیم و حقایق را پایمال کنیم .اخه یه خرده انسان عقل را بکار ببندد متوجه می شود . این همه نقل های تاریخی از اختلافات همه الکی بوده ؟؟؟؟بعد از سقیفه طناب به گردن حضرت علی انداختن تا بیعت کنه به زور . یا می فرماید من از عمر کراهت دارم اقا می گه اینا اختلاف نداشتن ؟؟؟ بله من روی دانایی کسی مثل علی شک ندارم اما با وجود اختلافات بسیار زیاد ان اختلافات را نادیده گرفت ولی نه اینکه بگی اختلاف نبوده . بخاطر وحدت امام علی سکوت میکنه . اصلا امام شهید راه وحدته . بابا عدالت صحابه چی که میگید که به جوک شبیه . در جنگ جمل ۲ نفر از بزرگترین صحابه ها رو بروی هم جنگیدن و ۲۵۰۰۰ کشته داد بعد می گن سو تفاهم !!!!! ۲۵۰۰۰ کشته سو تفاهم بوده ؟؟؟؟ مگر ما نداریم علی مع الحق و الحق مع العلی ؟؟؟ چرا ام المومنین عایشه جلوی حق ایستاده بود ؟؟؟ایا یک سو تفاهم ساده بود ۲۵۰۰۰ کشته ؟؟؟ یا خود ام المومنین عایشه به جناب عثمان خلیفه سوم فحش داده و عثمان هم به او زن لوط و زن نوح را نسبت داد و حقوق او را از بیت المال قطع کرد .باز میگید سو تفاهم ساده . بابا کسی که مردم رو علیه جناب عثمان خلیفه سوم شوروند ام المومنین عایشه بود که بعد در جنگ جمل به بهانه خونخواهی عثمانی که خود یکی از عوامل قتلش جلوی مولا علی ایستاد ؟؟؟ چرا میخواهید خود را گول بزنید و به زور بگید این ها هیچ اختلافی نداشتن !!!! صحابه پیامبر بودن و زن پیامبر بودن دلیل بر بهشتی بودن نیست ملاک عمل افراد است . بابا فکر کنیم منطق داشته باشیم و تعصبات کور کورانه را دور بریزیم . دین ابا و اجدادی بدرد نمی خوره. حضرت فاطمه سیده نسا العالمین با ان ها قهر کرد عبارت ( فهجرته فاطمه ) در کتب شما امده ( در صحیح بخاری که شما می گید ۱۰۰ درصد صحیح . میگه فاطمه تا اخر عمرش با او(جناب ابوبکر خلیف اول) حرف نزد . بابا مگه پیامبر نفرمود در مورد فاطمه که سیده زنان اهل بهشت ؟؟؟؟ یعنی کسی که بخواد بهشت بره باید از او پیروی کنه . ببینید حضرت فاطمه چه کرد بعد سقیفه ….. مگر او ملاک نیست؟؟؟؟ بابا پیامبر مگر این چراغ راه ها رو مشخص نکرد مثل حضرت فاطمه و ابوذر و ….. بابا ببینید این ها بعد سقیفه چه کردن و با کی بودن؟؟؟ چرا ابوذر مخالف بیعت بود و بعد به زور بیعت کرد یا بهتره بگم به زور بیعت گرفتن ؟؟/ در هر صورت مشکل فقط تعصب که قبول نمی کنید شیعه بر حق چون فکر می کنید خلاف دین ابا و اجدادی عمل کنید چه میشود . ازاد مرد باشید و هیشه حق را انتخاب کنید

  16. امیرحسن گفت:

    با سلام هرگز چنین مناظره ای را نشنیده بودم لذت بردم از این همه زیرکی و فراست امامم قربونت برم جوادالائمه (ع) قربونت برم که اینقدر زیبا بدون اینکه توهینی بکنی و …… انقدر قشنگ جواب های دندان شکنی دادی فکر می کنم یحیی هنوز در قبر داره می سوزه
    شادی جوادالائمه (ع) ۹ صلوات (F)

  17. نوکر درگاه توئم الله گفت:

    هیچگاه کسی را سرزنش نمیکنیم زیرا سرزنش میتواند زیان بار باشد که بزرگترین انها نفاق است…من بعنوان یک شیعه به خلفای راشده و عایشه به گفته رهبر عزیزم احترام میذارم و در مقابل توقع دارم که احترامم متقابل باشه…یاعلی

  18. محمد حسین کابلی گفت:

    شیعه همیشه حقه

  19. ناصر پاشایی گفت:

    سلام و خسته نباشید اگر میشود منبع این مناظره را به ایمیلم ارسال کنید و یا در اینجا بزارید خواهشا زود بزارید

    • عبد النقی گفت:

      با سلام
      مرحوم طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۲۴۸ ۲۴۷، نجف، المطبعة المرتضویة، ۱۳۵۰ ق؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۸۳ ۸۰ الطبعة الثانیة، تهران، المکتبة الاسلامیة، ۱۳۹۵ ق؛ سید عبد الرزاق مقرم، نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع)، ترجمه دکتر پرویز لولاور، ص۱۰۰ ۹۸ مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۰ ش. البته ناگفته نماند که امام (ع) با حفظ تقیه، این مناظره را انجام داده است.

  20. احسان گفت:

    حضرت علی(ع) میفرمایند اگر ۴۰ مرد از انصار و مهاجر با من بیعت میکردند هیچگاه نمیتوانستند از من به زور بیعت بگیرند برای ابوبکر.این سفارش پیامبر (ص) به ایشون بوده .

  21. توحید گفت:

    واقعا اهل بیت چراغ هدایت ما شیعیان هستند این سخنان امام جواد جعلی بودن تمام احادیثی است که به دروغ به پیامبر نسبت میدن تادرجه آن دو رابالاببرند را برای همه معلوم میکنه

  22. پارتیان گفت:

    من به عنوان اهل سنت ابوبکر (رض) و عمر (رض) هیچ دشمنی با حضرت فاطمه (رض) نداشته و چرا با ما وحدت شیعه و سنی میبندید؟

    • جواد گفت:

      پس علت مرگ حضرت فاطمه چی بوده جیگر؟

    • رضا گفت:

      منه شیعه نمیگیم جناب ابوبکر و عمر (رض) با پاره تن رسول خدا (صلوات الله) دشمنی سختی داشتند . من فقط به شما میگم آیه ۵۵ سوره مبارکه مائده رو مطالعه کنید – آیات قبلی و بعدیش رو هم همچنین – توش تفکر کنید لطفاً
      «اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون»
      «ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می‎باشند.» (سوره مائده، آیه ۵۵)
      همین طور هم باید بگم با عقل جور درنمیاد که پیامبر همه مردم رو توی غدیرخم جمع کرد تا بگه من علی رو دوست دارم شما هم دوست داشته باشید . علاقه یه چیز قلبی دست خود آدم نیست – نمیشه کسی رو اجبار به دوست داشتن کرد اما میشه گفت بعد از من از او پیروی کنید . بیشتر فکر کنید به جواب میرسید

  23. پارتیان گفت:

    قرآن ول کردید دارید به یاران پیامبر (ص) توهین میکنید؟