تاريخ انتشار : ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 8314

 نخلهای بی سر


در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود ، هيچ صداي خمپاره ای نبود . نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود ، تا شهريور ماه ۵۹ که خرمشهر، خونين شهر شد . 

نخل های بی سر …

” بجنگيد ، ما داريم مي‌آييم ” اين قول مساعدت و كمك به كساني بود كه حتي بدون امكانات اوليه در مقابل دشمن ايستاده بودند . آنها نمي‌توانستند ببينند كه خرمشهر سقوط مي‌كند . مظلومانه به مقابله برخواستند و طي ۴۵ روز مقاومت شجاعانه بسياري از طرح‌هاي دشمن را به شكست كشاندند . بچه‌ها داشتند مسجد جامع خرمشهر ، سنگر عظيم اميدشان را از دست مي‌دادند . روز عيد قربان هم مسجد خرمشهر مورد هدف دشمن بود . چهارم آبان روز سقوط خرمشهر بود . در اين روز صداميان كنار مسجد جامع عكس يادگاري مي‌گرفتند . خرمشهر اين خطه آفرينش با خون افرادش شسته شد و به دست ناكسان افتاد .
خرمشهر سقوط كرد و تن ايران زخمي شد .
امام حسين عليه السلام اذن دخول دادند . عمليات بيت‌المقدس شكل گرفت . كاروان حق به راه افتادند . جان‌هاي شيفته و شجاع براي زيارت ضريح آزادي مي‌رفتند . صداميان از بوي لاشه‌هاي سربازانشان ترس را استشمام مي‌كردند . خرمشهر پايگاه اصلي پيروزي بود . آنها نمي‌خواستند اين كليد پيروزي را از دست بدهند . ابهت غرب و شرق توي خرمشهر مستقر بود . نمي‌خواستند حداقل آبروي سياسي‌شان از بين برود . بيش از يك سال بود كه تمام امكانات و واحدهاي تحت امر را جمع‌آوري كردند و فواره آتش بر سر رزمندگان اسلام باريدن گرفت . يكي از فرماندهان به شهيد صياد شيرازي گفته بود : ” جناب سرهنگ ! نيروهاي من ديگر با تفنگ هم نمي‌توانند بجنگند . حتي فرصت نمي‌كنند لحظه‌اي سلاحشان را تميز كنند ، آن قدر كه آتش دشمن سنگين است . ” و صياد دستور داد : ” عمليات را ادامه دهيد . ميان برخي فرماندهان زمزمه مي‌شد كه ” عمليات متوقف شود ” شهيد حسن باقري وقتي اين مطلب را شنيد ، يك دفعه قرمز شد و با عصبانيت داد زد : ” خجالت نمي‌كشيد؟ بيست روزه كه به مردم قول داديم خرمشهر آزاد مي‌شود . ما تا آزادي خرمشهر اينجاييم ” نيروهاي عراق مي‌خواستند به هر قميتي كه شده حلقه محاصره را بشكنند . به شدت آتش مي‌باريد ، اما نور از نردبان آتش بالا رفت و شيطان‌پرستان را به زانو درآورد و به فرموده امام (ره) : ” دست قدرت حق از آستين فرزندان اسلام بيرون آمد و كشور بقيه‌الله‌الاعظم (ارواحنا لمقدمه الفداه) را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هايي در دست ابرقدرتان خصوصاً آمريكاي جهان‌خوارند ، بيرون آورد و نداي الله‌اكبر را در خرمشهر عزيز طنين‌انداز كرد و پرچم لا‌اله‌الا‌الله را بر فراز آن شهر خرم كه با دست پليد جنايتكاران غرب به خون كشيده شد و خونين‌شهر نام گرفت ، به اهتزاز درآوردند … آنان فوق تشكر امثال من هستند … مبارك باد و هزاران بار مبارك باد .

 

پس از تجاوز ارتش عراق به خاك ایران ، خرمشهر پس از ‪ ۴۵‬ روز مقاومت دلیرانه سپاه و نیروهای مردمی در‪۴‬آبان‪۱۳۵۹‬به اشغال درآمد و ‪ ۱۹‬ماه پس از اشغال در سوم خرداد ‪ ۱۳۶۱‬با عملیات بیت‌المقدس آزاد شد .
وصف اوضاع خرمشهر در زمان تصرف از زبان مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) :
خرمشهر ، قدم اول و بسيار موثر از اين هدفگيري بود . در قدم اول ، نیروهای عراقی پیشرفت هایی كردند و تا سیزده چهارده كیلومتری اهواز هم رسیدند ؛ اما وقتی خواستند به خرمشهر – كه مرز نزدیكتر بود – حمله كنند ، دچار مانع شدند . علت هم این بود كه نیروهای مردمی ، جوانهای مومن و مرد و زن انقلابی وارد میدان شدند ؛ یعنی در اینجا انقلاب شروع كرد خود را نشان دادن ؛ بنابراین دشمن نزدیك اهواز زمین گیر شد . آنجا نیروهای مسلح و ارتش و نیروهای مردمی پشت سر هم مثل كوه در مقابل دشمن ایستادند ؛ این اولین تودهنی ای بود كه به آنها زده شد . اما غم ، دل ملت ایران را گرفته بود ؛ چون هزاران كیلومتر از خاك كشور زیر چكمه ی دشمن بود . بنده در ماههای اول جنگ ، در همان مناطق بودم ؛ هم وضع مردم و هم وضع نیروهای مسلح را می دیدم . نیروهای مسلح ، عازم و جازم بودند ؛ اما غم سنگینی بر دلشان نشسته بود .
در چنین شرایطی كه غم ، دلها را فرا گرفته و رجزخوانیهای عراق همه ی دنیا را پر كرده بود ، نیروهای ما از كمترین امكانات مادی برخوردار نبودند . این كه می گویم كمترین امكانات مادی ، یك حقیقت است . من فراموش نمی كنم ، یكی از سرداران و فداكاران آن روز – كه امروز بحمدالله در همین جلسه حضور دارند – به اتفاق چند نفر از اهواز پیش ما آمدند و چند قبضه خمپاره انداز می خواستند تا بتوانند قدری در مناطق جلوتر ایستادگی و مبارزه كنند ؛ اما كسی نبود به اینها این چند قبضه خمپاره انداز را بدهد ! ما برای سیم خاردار و گلوله و آر.پی.چی مشكل داشتیم ؛ تانك و نفربر و امثال اینها كه به جای خود . آنچه در اختیار ملت ایران بود ، عبارت بود از یك اراده ی قوی و نشاط همه جانبه كه برخاسته از ایمان و آگاهی بود . این كه امام فرمودند : ” خرمشهر را خدا آزاد كرد ” ، یعنی این ( ۱ خرداد ۱۳۸۱ )

نبرد بزرگ ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد ، از دهم ارديبهشت ماه تا ۳ خرداد ما ۱۳۶۱ به طول انجاميد . اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به ۱۹ ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر ، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت .
۱۹ هزار اسیر عراقی و ۱۶ هزار كشته و مجروح بخش کوچکی از هزینه‌ای است که ارتش عراق برای جاه‌طلبی بزرگ اشغال خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس متحمل شد. با این حال دستاورد بزرگ بازپس‌گیری خرمشهر نه ۳۵۰۰۰ کشته و اسیر عراقی و نه حتی آزادی خونین‌شهر بود . دستاورد بزرگ‌تر عملیات بیت‌المقدس بازگشت روحیه و اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و تحمیل اضطراب و ترس بر ارتشی بود که ماه‌ها در پس‌لرزه‌های فرار از خرمشهر شب را به صبح می‌رساند . ایران البته در جریان این عملیات ۶۰۰۰ شهید ( ۴۴۶۰ شهید سپاه و ۱۰۸۶ شهید ارتش ) و ۲۴ هزار مجروح داد . با این حال اثبات کرد که از قدرتی بزرگ‌تر از معادلات نظامی و پشتوانه‌ای به مراتب عظیم‌تر از مولفه‌های قدرت استراتژیک در حوزه دفاعی برخوردار است . این دستاورد اصلاً چیز کوچکی نبود .
البته باید یادی از شهید محمد جهان آرا و همرزمانش بکنیم که با رشادت های خودشان و تجهیزات اندک توانستند ۴۵ روز مقابل ارتش بعثی تا دندان مسلح مقاومت بکنند .


یادشان گرامی باد . 




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. یاس نرگس گفت:

    سلام برادرم عالی بود به ما هم سری بزن

  2. یاس نرگس گفت:

    سلام یه سوال داشتم
    برای برنامه gif maker باید چیکار کنم تا نوسته های فارسی رو درست نشون بده چون هر وقت ساخت بنر رو میارم نوشته های فارسی رو جدا از هم و وارونه مینویسه

    ممنون میشم جوابم رو بدید
    با تشکر