تاريخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 3385

 لحظات عروج


منابع روایی و تاریخی موجود در زمینه تاریخ شهادت حضرت زهرا(علیها السلام) و همچنین رخدادهای قبل و پس از آن وحدت رویه ندارند. در بعضی موارد همچون تاریخ دقیق شهادت اختلاف نظر وجود دارد و در پاره ای از موضوعات تقریباً مشابه عمل نموده و راویان معتمد و قابل وثوقی را برای بیان خود ذکر کرده اند. در مطلب پیشرو بر قسمتهای متشابه از کتب معتبر ( که عموماً مورد تأیید علمای بزرگ شیعه است ) تأکید شده و لحظات عروج حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) و نیز تدفین ایشان در نیمه شب بیان شده است.

لحظات عروج


 شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع (ص ۱۸۵) می نویسد :
چون از جانب حق تعالی خبر وفات سرور بانوان دو عالم رسید ، ام ایمن را طلبید و فرمود : ای ام ایمن خبر وفاتم ، به من رسیده ، پس علی (علیه السلام) را برای من بطلب. چون حضرت امیر علیه السلام حاضر شد ، فرمود : ای پسر عم ، تو را به انجام مواردی وصیت می‌كنم . حضرت امیر علیه السلام فرمود : هر چه می‌خواهی بگو ، فرمود : وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است ، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند . حضرت فرمود : ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد . پس فرمود : وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم ، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی ، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند ، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند . حضرت امیر علیه السلام فرمود : چنین خواهم كرد . پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنت انتقال یافت . حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید . پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد ، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند ، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهرش را دفن كردند .
و نیز روایت می کند :
از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند : به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود ؟ حضرت فرمود : برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند ، بر او نماز نخوانند .
همچنین در صفحه ۱۸۴ از کتاب علل الشرایع آورده است :
مفضل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود : فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد ؟ حضرت فرمود : امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد . زیرا كه فاطمه ، صدیقه و معصومه بود و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد ، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد .
و در کتاب آمالی شیخ صدوق (ص ۵۲۳) ذکر شده است :
از حضرت علی علیه السلام از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند ؟ فرمود : زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند ، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبت آن جماعت را داشته باشد ، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند .
فتال نیشابوری در کتاب روضه الواعظین (ص ۱۵۱) چنین آورده است :
حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد ، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید ام ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت : ای پسرعم از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم ، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم . حضرت امیر علیه السلام فرمود : ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن . پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند . پس ساعتی هر دو گریستند . حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود : هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم . فاطمه علیهاالسلام فرمود : خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعم رسول خدا ، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری . او برای فرزندان من مثل من است . پس فرمود : برای من تابوتی قرار ده ، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند . پس فرمود : باز وصیت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حق مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند ، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند ، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان ، بر من نماز بخوانند ، و مرا در شب دفن كنی ، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد . چون این خبر در مدینه منتشر گردید ، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد ، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند . پس ابوذر بیرون آمد و گفت : بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند ، پس مردم متفرق شده ، برگشتند . چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت ، جنازه را بیرون آوردند ، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خواص آن حضرت ، بر آن بانو علیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند . حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است . به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد . این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند .

 و لعنه الله علی القوم الظالمین




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. احمد تمیم گفت:

    سلام واحترامات بنده حقیر وفقیر را پذیرا شوید خداکند که دارای صحت کامل بوده و در حفظ الله ج باشید . بعضی از مطالب جالب ودیدنی را مورد مطالعه قرارداده ام و بسیار برایم جالب تمام شده و معشوق همچو مطالب حدیثی میباشم و خداکند باقیمانده ها در ایمل فرستاده شود . ممنون از تمام شما

  2. نقی گفت:

    واقعاً مصیبت اهل بیت جان گداز است