تاريخ انتشار : ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 2688

 سوزاندن حقیقت


حضرت رسول اکرم (صلوات الله و سلامه علیه) : فاطمه اولين كسى از اهل‏بيتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد ، پس بر من وارد مى‏شود ، محزون ، مكروب ، مغموم ، مقتول …
فرائد السمطين ج ۲ ، ص ۳۴

 السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

سوزاندن حقیقت

پیش از آغاز ، تقاضای بخشش دارم از محضر مبارک حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بیان آنچه خواهد آمد . و خودم و شما را به بردباری و صبر فرا می خوانم تا ذکر تاریخ کنیم بر مصیبتی عظیم و فاجعه ای جانسوز .
شهادت یگانه فرزند محمد (صل الله علیه و اله و سلم) ، کوثر قرآن ، سرور زنان عالم ، آن هم بلافاصله پس از عروج خاتم المرسلین و به دست امت پیامبر و در مدینه النبی . نه ، باور کردنی نیست .
این خبر روح هر انسانی را به حکم انسان بودنش می آزارد و هر فکری را دچار تلاطم می کند و بر هر احساسی چنان سنگینی می کند که گویا همان امانتی است که کوهها بر آن طاقت نیاوردند و شاید تنها دلیل تحریف کنندگان تاریخ و خیال پردازان نیز همین تلاطم درونی آنها در مواجه با اسناد معتبر و متقن تاریخی باشد . که چاره ای برای آنها نمی گذارد مگر آنکه اصل ماجرا را انکار کنند . وقایع تلخ و حزن آلود پس از رحلت پیامبر اعظم نه تنها در کتب معتبر شیعه ، بلکه در منابع اهل سنت ذکر شده است . با جزئیات و بصورت کاملاً شفاف و غیر قابل انکار . روایات متعددی در کتب روایی و تاریخی اهل تسنن و شیعیان وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره می کنم .
” حين بويع لأبى بكر بعد رسول اللَّه (ص) كان عليّ والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فيشاورونها ويرجعون في أمرهم ، فلمّا بلغ ذلك عمر بن خطاب ، خرج حتّى‏ دخل على فاطمة فقال : يا بنت رسول اللَّه (ص) واللَّه ما أحد أحب إلينا من أبيك و ما أحد أحب إلينا بعد أبيك منك ، و أيم اللَّه ما ذلك بمانعي أن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت . قال : فلمّا خرج عمر جاؤوها فقالت : تعلمون انّ عمر قد جائني وقد حلف باللَّه لإن عدتم ليحرقنّ عليكم البيت ، وأيم اللَّه ليمضينّ لما حلف عليه .
آنگاه كه بعد از رسول‏خدا (ص) براى ابوبكر بيعت مى‏گرفتند . على (ع) وزبير براى مشورت در اين امر نزد فاطمه (س) دختر پيامبر (ص) رفت وشد مى‏كردند . عمر بن خطاب با خبر گرديد و بنزد فاطمه (س) آمد وگفت : اى دختر رسول خدا (ص) به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نيست وپس از او محبوبترين تويى و به خدا قسم اين امر مرا مانع نمى‏شود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند ، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند . اسلم گفت : چون عمر از نزد فاطمه (س) بيرون شد ، على (ع) و… به خانه بر گشتند . پس فاطمه (س) گفت : مى‏دانيد كه عمر نزد من آمد ، وبه خدا قسم ياد كرده اگر شما (بدون اينكه با ابوبكر بيعت كنيد) به خانه برگرديد خانه را با شما آتش مى‏زند . وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد .”
ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شيبه، شيخ و استاد بخارى، كتاب المصنف، ج ۷، ص ۴۳۲، حديث ۳۷۰۴۵ .
و همچنین سيوطى در مسند فاطمه ص ۳۶ ، همین مطلب را آورده است ..
و بلاذری در انساب الاشراف ، ج ۱، ص ۵۸۶ می نویسد : ” انّ ابابكر ارسل الى علىٍّ يريد البيعة ، فلم يبايع فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقته فاطمة على الباب ، فقالت فاطمة : يابن خطاب ! أتراك محرقاً علىَّ بأبي ؟ ! قال : نعم .
ابوبكر به على (ع) پيام فرستاد تا با وى بيعت كند امّا على نپذيرفت . پس عمر با مشعلى آمد ، فاطمه (س) نا گاه عمر را با مشعل در خانه‏اش يافت، پس فرمود : يابن الخطّاب ! آيا من نظاره گر باشم وحال آنكه تو در خانه‏ام بر من به آتش مى‏كشى؟! عمر گفت : بلى . ”
و ابوالفداء در تاريخ ابى الفداء ج ۱ ص ۱۵۶ آورده است : ” ثمّ انّ ابابكر بعث عمر بن خطاب الى عليٍ ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة (رضي‏اللَّه عنها) وقال : ان ابى‏ عليك فقاتلهم ، فاقبل عمر بشى‏ء من نار على ان يضرم الدار ، فلقيته فاطمة (رضي‏اللَّه عنها) وقالت : الى اين يابن الخطّاب؟ ! أجئت لتحرق دارنا ؟ ! قال : نعم ، او يدخلوا فيمادخل فيه الامّة .
سپس ابوبكر عمر بن خطاب را به سوى على وآنانكه با او بودند فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه (س) بيرون كند . وگفت : اگر از دستور تو سر باز زدند با آنان بجنگ . پس عمر مقدارى آتش آورد تا خانه را آتش زند . پس فاطمه (س) بر سر راهش آمد وفرمود : كجا ؟ اى پسر خطاب ! آمده‏اى تا كاشانه ما را به آتش كشى؟ گفت : بلى . يا در آنچه امت وارد شده‏اند وارد شوند .”
از این نمونه ها و همچنین اخبار دیگر بسیار زیاد است و راه را برای انکار این حقیقت اسفناک بر هر شیعه و سنی منصف و غیر لجوج می بندد . و حال معنی سخن ابن عباس را بهتر میفهمیم ، آنجا که پس از خروج از خانه پیامبر بعد از ماجرای هذیان گو خواندن پیامبر اکرم (ص) توسط خلیفه ثانی ، گفت : مصيبت ، تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند .
متن روایت ابن عباس و همچنین منابع آن :
” عن ابن عباس قال : لمّا اشتدّ بالنّبيّ (صلى الله عليه و سلم) وجعه ، قال : ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده ، قال عمر : انّ النّبيّ (صلى الله عليه و سلم) غلبه الوجع و عندنا كتاب اللَّه حسبنا ، فاختلفوا وكثر الغلط ، قال : قوموا عنّي ولاينبغي عندي التنازع ، فخرج ابن عباس يقول : انّ الرزيّة كلّ الرزيّة ماحال بين رسول اللَّه (صلى الله عليه و سلم) و بين كتابه .
چون بيمارى رسول خدا (ص) شديد گرديد ، فرمود : چيزى بياوريد تا بر آن براى شما نوشته‏اى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد . عمر گفت : بر پيامبر (ص) بيمارى چيره گرديده ، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است ، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت . پيامبر (ص) فرمود : از نزد من بر خيزيد درگيرى در حضور من سزاوار نيست . پس ابن عباس بيرون رفت و مى گفت : مصيبت ، تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند .
صحيح بخارى، ج ۱، ص ۱۲۰، كتاب العلم، باب ۸۲ كتابة العلم، حديث ۱۱۲٫ و ج ۳، ص ۳۱۸، كتاب المغازى، باب ۱۹۹ مرض النّبيّ (ص) و وفاته، حديث ۸۷۲٫ و ج ۴، ص ۲۲۵، كتاب المرض و الطب، باب ۳۵۷ قول المريض قوموا عنّى، حديث ۵۷۴٫ و ص‏۷۷۴، كتاب الاعتصام، باب ۱۱۹۱ كراهية الخلاف، حديث ۲۱۶۹٫




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. نقی گفت:

    واقعاً جانسوز است