تاريخ انتشار : 20 مارس 2012 تعداد بازديد : 4963

 رویدادهای تاریخی در نوروز


رویدادهای تاریخی در نوروز

نوروز روز ملي و جشن همه كساني است كه در فلات ايران به دنيا آمده اند و تاريخ و فرهنگ مشترك دارند، از جمله تاجيك ها، افغان ها، كردها و … و ساكنان سرزمين هايي كه در طول قرون و اعصار، امپراتوري ايران را تشكيل داده بودند و تحت تأثیر فرهنگ ایرانیان بوده اند.

در بسياري از آثار تاریخ نگاران، از جمله در تاريخ طبري، شاهنامه فردوسي و آثار بيروني؛ نوروز به جمشيد، شاه افسانه اي و در پاره اي ديگر به کيومرث نسبت داده شده و آن را به دليل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشيد و اعتدال طبيعت، بهترين روز در سال دانسته اند.

به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه ها، سه یا پنج هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود درجنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان و خرمي و طراوت محيط قرارگرفت و آن روز را نوروز، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژهاي برگزار شود. آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است. نوروز فرصت خوبي براي زدودن افكار بد از روح، پايان دادن به دشمني ها از طريق تجديد ديدارها و نيز شادكردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسي آنان و مبادله هديه بوده است.

و حالا برخی از رویدادهای تاریخی که در نوروز رخ داده است :

* كوروش بزرگ بنیان گذار امپراتوري ايران كه از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستين حكمران ايراني بود كه نوروز را عيد رسمي اعلام داشت و در سال ۵۳۴ پيش از ميلاد دستورالعملي براي اجراي مراسم دولتي آن تدوين كرد كه شامل ترفيع نظاميان، ابلاغ انتصابات تازه، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمين پشيمان، ايجاد فضاي سبز و پاكسازي محيط زيست بود. چهارسال پيش از آن، كوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آن جا جشن گرفته بود و به اين سبب برخي از مورخان، زمان اعلام رسمي و عمومي شدن نوروز به عنوان عيد ملي را سال ۵۳۸ قبل از ميلاد نوشته اند. بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد به تصرف ايران درآمده بود.

در دوران هخامنشيان، يازده روز اول فروردين ويژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستين روز سال نو روحانيون، بزرگان، مقامات دولتي و فرماندهان ارشد نظامي، دانشمندان و نمايندگان سرزمين هاي ديگر را مي پذيرفت و ضمن سپاسگزاري از عنايات خداوند، گزارش كارهاي سال كهنه و برنامه هاي دولت براي سال نو و نظر خويش را بيان مي كرد كه نصب العين قرارگيرد. شاه سپس پيشكش ها را دريافت مي كرد كه نمونه آن در كنده كاريهاي تخت جمشيد ديده مي شود. آن گاه مراسم سان و رژه برگزار مي شد و افسراني كه قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفيع و پاداش مي گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفي مي شدند.

سران دولت هخامنشي در آداب و رسوم و قوانين سرزمين هاي غير آريايي نشين كمتر مداخله مي كردند ولي در مصر كه بيش از يك قرن (۱۲۱ سال و چند ماه) يكي از ايالات ايران به شمار مي رفت، آيين هاي نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفير به حبشه (اتيوپي) از شاه انتخابي اين كشور خواسته بودند كه نوروز را به رسميت بشناسد و برگزار كند، آلودن محيط زيست (آب و هوا و زمين) را منع و براي دروغ گفتن و سوء نيّت مجازات در نظر بگيرد.

داريوش بزرگ كه در گسترش آيين هاي نوروزي در ميان متصرفات غير آریایی امپراتوري ايران سعي بسیاری داشت، در مراسم نوروز ۵۱۵ پيش از ميلاد تصميم خود را در زمينه ايجاد سنگ نبشته بيستون اعلام كرد كه مورخان با توجه به اين سنگ نبشته گفته اند كه ايران تنها كشور جهان است كه سند مالكيت دارد. بزرگترين آرزوي داريوش كه در اين كتيبه آمده، اين است كه خداوند ايران را از دشمن، دروغ و خشكسالي دور سازد.

پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن، آيين هاي رسمي نوروز، باشكوه بي مانندي در آن جا برگزار مي شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد، دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات تراز اول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مي يافتند. كار ساختن تخت جمشيد ۵۱ سال طول كشيد. داريوش يكم تصميم به ساختن آن، در محلي نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، ولي پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به اين ترتيب ايران داراي دو پايتخت شد: شوش، پايتخت اداري و تخت جمشيد، پايتخت سياسي. عنوان تخت جمشيد را قرن ها بعد، مردم به آن دادند، حال آن كه اين كاخ با جمشيد افسانه اي ارتباطي نداشته است. از اين كاخ كه گوياي تمدن و پيشرفت ايرانيان باستان است بر قلمرويي ميان سند، دانوب، مديترانه و صحراي آفريقا فرمانروايي مي شد. حسادت اسكندر مقدوني نسبت به اين شكوه و عظمت، عامل عمده ويراني اين كاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباريان در هر کجاي کشور که بودند پيش از فرا رسيدن نوروز خودرا به تخت جمشيد مي رسانيدند و بهار را در آن جا بسر مي بردند.

* مهستان (مه : بزرگ)، پارلمان ايران در عهد اشكانيان نخستين جلسه خود را در نوروز سال ۱۷۳ پيش از ميلاد با حضور مِهرداد يكم برگزار كرد و اولين مصوبه آن انتخابي كردن مقام رياست كشور (شاه) بود. عزل شاه نيز در اختيار همين مجلس قرار گرفت. البته طي شرايطي از جمله خيانت به كشور، ابراز ضعف و نيز جنون، بيماري سخت و از كار افتادگي. ايران در آن زمان داراي دو مجلس بود. مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان كه جلسه مشترك آن ها را «مِهستان» مي خواندند.

* اردشير پاپكان كه در سال ۲۲۶ ميلادي سلسله ساسانيان را تأسيس كرده بود چهار سال بعد، از دولت روم كه در جنگ از وي شكست خورده بود خواست كه نوروز ايراني را به رسميت بشناسد و سناي روم نيز آن را پذيرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به Lupercal معروف شد. در دوران اشكانيان ايام نوروز به پنج روز كاهش يافته بود اما اردشير به تقاضاي تنسر/ Tansar موبدِ موبدان روز ششم فروردين را بر آن اضافه كرد و چون ايرانيان روز هفتم فروردين را خوش يمن مي دانستند و بيشتر ازدواج ها را به اين روز موكول مي كردند، از آن زمان ايام نوروز كه روزهاي روح ابدي، شاديها و پاكي ها بشمار مي آمدند، به هفت روز افزايش يافت و ايرانيان در اين هفت روز دست از كار مي كشيدند.

در طول حكومت ساسانيان اهميت نوروز افزايش يافت. نه تنها يك عيد ملي بود بلكه ايام تميز كردن محيط زيست، پوشيدن لباس نو، تميز كردن بدن، استغفار از گناهان، دلجويي از پيران، تجديد دوستي ها، استحكام خانواده و بيرون كردن افكار بد و پليدي ها از روح و روان به شمار مي آمد. در اين دوره تشريفات نوروزي مفصل شد، از جمله روشن كردن آتش روي بام ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پليدي ها كه اينك اين رسم به روشن كردن شمع سر سفره هفت سين تبديل شده است. ساسانيان معتقد بودند كه هدف کوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان يك روز ملي؛ برقراري عدالت، نظم، برادري، انساندوستي و پاكدامني بوده و بايد تحقق يابد.

در مارس ۳۲۶ ميلادي ميان ارتش ايران به فرماندهي شاپور دوم و ارتش روم به فرماندهي كنستانتينوس دوم امپراتور اين كشور جنگي خونين و پرتلفات در گرفته بود. با اين كه پيروزي با ارتش ايران بود، شاپور دوم ۲۰ مارس (شب نوروز) با وجود مخالفت افسرانش كه در شرف پیروزی در جنگ بودند، آتش بسي دو هفته اي اعلام كرد تا سربازان بتوانند آيين هاي نوروزي را برگزار كنند. كنستانتينوس دوم كه نيروهايش تلفات شديد داده بودند، پس از اين آتش بس موقت حاضر به ادامه جنگ نشد و روز دهم آوريل ميان دو امپراتور پيمان صلح به امضاء رسيد.

در مراسم نوروز سال ۳۹۹ ميلادي، چند مسيحي ايراني كه موفق به ورود به كاخ يزدگرد، شاه وقت ساساني شده بودند، از او تقاضاي آزادي مذهبي براي خود كردند. اين آزادي كه مورد درخواست دولت روم هم بود به همه مسيحيان قلمرو ايران داده شد.

پيمان «صلح پايدار» ايران و روم كه به امضاي خسرو انوشيروان ساساني و ژوستي ني اَن امپراتور روم رسيده بود، در سال ۵۳۲ ميلادي در مراسم نوروزي كه در تالار كاخ تيسفون (ايوان مدائن، طاق كسري، ۳۶ كيلومتري جنوب بغداد) با حضور شاه ايران برپا شده بود، مبادله شد. در زمان حكومت طولاني نوشيروان ساساني (خسرو انوشروان) ، تماس مستقيم مردم با شاه افزايش يافته بود و شاه شخصاً به برخي شكايات رسيدگي مي كرد و در مراسم نوروزي كاخ سلطنتي عده بيشتري از مردم عادي شركت مي کردند و به همين سبب خسرو انوشيروان در سال ۵۴۹ ميلادي، پس از برگزاري مراسم نوروز دستور ساختن تالار بزرگي را به ضميمه کاخ سلطنتي تيسفون که از دجله فاصله زياد نداشت صادر کرد و اين تالار و ساختمان ضميمه آن نهم مارس سال ۵۵۱ ميلادي آماده بهره برداري شد و آيين هاي نوروزي آن سال در آنجا برگزار شد. اين تالار که با فرش معروف بهارستان مفروش بود پس از حمله اعراب آسيب ديد و بعدا منصور خليفه عباسي دستور داد که با تخريب کاخ سلطنتي و عمارات بزرگ تيسفون، مصالح لازم براي تکميل عمارات شهر نوساز بغداد واقع در همان نزديکي تامين شود و باقيمانده سکنه تيسفون به بغداد منتقل شوند. با وجود اين، بقاياي تالار خسرو انوشيروان که به طاق کسرا و ايوان مدائن معروف شده همچنان باقي و پايدار مانده و از آثار تاريخي مهم جهان بشمار مي آيد. دانشگاه گندي شاپور هم که به دستور خسرو انوشيروان براي تدريس و تحقيق طب و فلسفه ساخته شده بود در نوروز (سال ۵۵۰ ميلادي) گشايش يافت.

* پس از اسلام، تا مدتي مراسم نوروز در ايران به صورت خصوصی و خانوادگي برگزار مي شد. با وجود اين، نوروز ايراني از طريق مسلمانان تا اندلس (اسپانيا) گسترش يافت. از زمان عباسيان به دليل بسط نفوذ ايرانيان در دستگاه خلفاي اين دودمان، مراسم نوروز به اين دستگاه راه يافت ولي يك عيد رسمي (روز ملي) نبود. در روايت است كه هارون الرشيد، خليفه معروف عباسي، هزاران سكه نقره كه يك طرف آنها را رنگ زده بود (علامت گذاري كرده بود) در مراسم نوروز (سال ۲۱۱ هجري) در شهر بغداد به بزرگاني كه به ديدن او رفته بودند، هديه داده و به آنان تأكيد كرده بود كه نوروز سال آينده، كسي سكه دريافت خواهد كرد كه سكه هاي امسال را با خود بياورد و به او نشان بدهد. هدف هارون اين بود كه سكه هاي عيدي را که داده بود خرج نكنند.

* رجال خراسان در سال ۸۰۹ ميلادي، روز ۲۴ مارس (سوم فروردين) را براي عيد ديدني ميان خود تعيين كرده بودند. در همين مراسم به آنان اطلاع رسيد كه هارون الرشيد در همان روز در شهر توس درگذشته است. با اين خبر، مجلس ديد و بازديد نوروزي به يك جلسه محرمانه سياسي مبدّل و در آن تصميم گرفته شد كه به مأمون كه از جانب مادر ايراني بود کمک کنند تا جانشين پدر شود و سه هفته بعد، هنگامي كه شنيدند امين برادر او در بغداد خليفه اعلام شده است به گردآوري داوطلب براي جنگيدن دست زدند و در اندك زماني ۳۰ هزار داوطلب آماده شدند. اين سپاه در روستاي تهران (پایتخت کنونی) ارتش ۹۱ هزار نفري مجرب امپراتوري عباسي را درهم شكست و علي بن عيسي بن ماهان فرمانده ارتش خليفه كه بهترين سردار زمان خود بود به همدان گريخت. داوطلبان ايراني در آنجا هم وي را شكست دادند که ضمن اين جنگ كشته شد. نيروي داوطلب با وجود کم بودن نفرات، با روحيه اي عالي و عشق کسب استقلال كامل وطن به بغداد رفت، اين شهر را گرفت و امين را اعدام کرد و سر او را براي مأمون به خراسان فرستاد و به اين ترتيب از آن پس خلافت عباسيان تحت نفوذ ايرانيان قرار گرفت و در زمان برادران بويه (از مردم ديلمان منطقه كوهستاني گيلان)، خليفه عباسي در حقيقت عروسكي در دست آنان بود. در زمان بوئيان که پيروان مرداويز بودند آيين هاي نوروزي بار ديگر رسميت يافتند و چون بغداد در دست آنان بود، در اين شهر هم برگزار مي شدند.

* مردآويز زياري (مازندراني) از قهرمانان ملي ايرانيان كه بر قسمت بزرگي از ايران زمين حكومت مي كرد و اصفهان را پايتخت خود قرار داده بود، كمر به برگزاري آيين هاي ملي ايران از جمله تيرگان، مهرگان، سده، چهارشنبه سوري و مهم تر از همه نوروز بسته بود و تاكيد داشت كه مراسم عيناً و مطابق عهد ساسانيان برگزار شود و در اين راه سختگيري زياد و افراط بيش از حد ازخود نشان مي داد، به گونه اي كه در سال ۹۳۴ ميلادي دست به تنبيه كاركناني زد كه در آذين بندي اصفهان براي نوروز سليقه كافي به كار نبرده بودند و همين امر سبب شد كه خدمه غيرايراني كه مورد انتقاد قرار گرفته بودند، از بيم جان خود، او را در حمام کشتند. مردآويز همان سال جشن سده را در اصفهان برگزار کرده و شخصاً در آن شرکت جسته بود. وي بود که پس از راندن دست نشاندگان عرب از مناطق مرکزي ايران دستور داده بود که ايرانيان جز به فارسي نگويند و ننويسند.

* امير اسماعيل ساماني و به نوشته ی برخي از مورخان از دودمان ژنرال بهرام مهران (بهرام چوبين، متولد ري و نابغه نظامي ايران) كه به تجديد حيات زبان فارسي و فرهنگ ايراني كمك فراوان كرد، در سال ۸۹۲ ميلادي از رياضيدان هاي خراسان خواست كه تقويم ساساني را دوباره نويسي كنند تا نوروز در ساعت درست و هنگام عبور خورشيد از استوا آغاز شود و حلول سال دقيق باشد. اين آرزو سال ها بعد توسط عمرخيام تحقق يافت و تقويم هجري خورشيدي و لحظه دقيق حلول سال نو تهيه و تنظيم شد. جلال الدين ملکشاه سلجوقي كه عمر خيام نيشابوري در دوران حکومت او تقويم خورشيدي را تنظيم کرده بود از همان زمان دستور رعايت آن را داد که طبق قانون مصوب مجلس، از قرن چهاردهم هجري نوشتن تاريخ مكاتبات در ايران با تقويم خورشيدي رسمي شد.

* شاه اسماعيل صفوي روز ۱۱ مارس در سال ۱۵۰۲ ميلادي و ۹ روز مانده به نوروز را براي تاجگذاري خود تعيين کرده بود تا آيين هاي نوروزي را در کسوت شاه ايران برگزار کند. وي که در تبريز خود را شاه همه ايران اعلام کرده بود، در همين مراسم گفته بود که خود را مکلف به احياي امپراتوري ايران در داخل مرزهاي ساسانيان مي داند.

* در سال ۱۵۹۷ ميلادي، شاه عباس يکم صفوي آيين نوروز را در عمارت «نقش جهان» برگزار كرد و در نطق خود به اين مناسبت، اعلام داشت كه اصفهان پايتخت هميشگي ايران خواهد بود و تصميم دارد آن را به صورت زيباترين و امن ترين شهر جهان درآورد و به نمايندگان كشورهاي خارجي كه به شركت در مراسم دعوت شده بودند، اجازه داد كه براي كشور خود در اصفهان سفارت خانه بسازند. شاه عباس روز اول اكتبر سال ۱۵۸۸ ميلادي رييس كشور ايران شده بود. وي در رعايت اعياد ملّي و مذهبي شيعه دقت کامل بعمل مي آورد.

* نادر شاه به نوروز و آيين هاي آن علاقه مندي فراوان داشت. وي سكه خود موسوم به سكه نادري را در سال ۱۷۳۵ ميلادي، در مراسم سلام نوروز رايج ساخت و تعدادي از آن را به رسم عيدي به منشي ها و افسران خود داد كه در يك طرف سكه نقش شده بود: «الخير في ما وقع» و در طرف ديگر سكه اين عبارت ديده ميشود: «نادر ايران زمين». اين عبارت نشان مي دهد كه نادر خواهان احياي امپراتوري ايران در چارچوب مرزهاي عهد ساسانيان، اشكانيان و هخامنشيان بوده است.

نادرشاه در سال ۱۷۳۹ در جريان لشكركشي به هند، پس از شكست دادن ارتش ۳۶۰ هزار نفري اين كشور و دريافت تاج پادشاهي هند، براي ورود به دهلي منتظر فرارسيدن نوروز شد تا در روزي سعد به اين آرزو برسد و روز ۲۰ مارس در آن سال، در روز نوروز وارد دهلي شد و مراسم عيد را در كاخ شاه جهان (امپراتور پيشين هند) برگزار كرد.

* كريمخان زند (وكيل مردم) پس از اعلام شهر شيراز به پايتختي ايران، از سال ۱۷۶۱ ميلادي به بعد هر ساله سلام نوروزي را در عمارتي كه اينك موزه پارس ناميده مي شود، برگزار مي كرد و سپس به ديدن مردم عادي كوچه و خيابان مي رفت. وي در نخستين نوروز در شيراز، از جيب خود چند نوازنده را اجير كرد كه در ميدان هاي شهر بنوازند و مردم را شاد كنند كه بعداً اين رسم شامل روزهاي ديگر هم شد. كريمخان براي شاد كردن مردم و زدودن غم هايشان هر اقدامي را كه مي توانست، مي كرد. وي براي ديدن مردم و آگاه شدن از مشكلاتشان، حتي به قهوه خانه ها مي رفت و در آنجا با آنان آبگوشت مي خورد.

* آغا محمدخان قاجار با همه ستمگری هایش و داشتن ريشه و تبار مغولي، نوروز را براي تاجگذاري اش تعيين كرد. وي در نوروز سال ۱۱۷۴ هجري خورشيدي (مارس ۱۷۹۵ ميلادي) در تهران تاجگذاري كرد و اين شهر را پايتخت قرار داد که هنوز پايتخت است.




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. some one else گفت:

    (N) (N) (N) (N) (N) (N) (N)