تاريخ انتشار : ۱ فروردین ۱۳۹۱ تعداد بازديد : 2793

 نوروز در احادیث تشیع


شیخ کلینى در الکافى روایت مى کند:

عدّه من أصحابنا، عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمد جمیعاً، عن ابن محبوب، عن ابراهیم الکرخى، قال: سألتُ أباعبداللّه(علیه السلام) عن الرجل تکون له ضیعه، فإذا کان یوم المَهرَجان أو النَّیروز، أهدوا الیه الشى‏ء لیس هو علیهم، یتقرّبون بذلک الیه. فقال(علیه السلام): ألیس هم مُصلّین؟. قلتُ: بلى. قال: فلیقبل هدیّتهم و لْیُکافِهِم؛ فإنّ رسول اللّه(صلوات الله علیه) قال: لو أهدى الیّ کراع لقبلتُ، و کان ذلک من الدین، ولو أنّ کافراً أو منافقاً أهدى الیّ وسقاً ما قبلت، و کان ذلک من الدین. أبى اللّه عزّ وجلّ لى زبد المشرکین والمنافقین وطعامهم.

ابراهیم کرخى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم که: شخصى مزرعه اى دارد. روز مهرگان یا نوروز، هدایایى به او داده مى شود و قصد تقرب جستن به وى را ندارند [آیا بپذیرد؟]. فرمود: آیا نمازگزار هستند؟ گفتم: آرى. فرمود: باید هدیه آنان را بپذیرد و تلافى کند. به درستى که رسول خدا فرمود: اگر برایم ران بزى هدیه آورند، مى پذیرم و این، جزو دیندارى است و اگر کافر یا منافقى ران گاو یا گوسفندى برایم هدیه آورد، نخواهم پذیرفت و این هم جزو دیندارى است. خداوند، خوراک و دستاورد مشرک و منافق را براى ما روا نداشته است.

* شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه:

أتى على(علیه السلام) بهدیه النَّیروز، فقال(علیه السلام): «ما هذا؟». قالوا: یا أمیرالمؤمنین! الیوم النَّیروز. فقال(علیه السلام): إصنعوا لنا کلّ یوم نَیروزاً.

براى على(علیه السلام) هدیه نوروز آوردند. فرمود: این چیست؟. گفتند: اى امیرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید.

* و نیز نقل مى کند:

روى أنّه قال (علیه السلام): نیروز ناکل یوم.

روایت شده است که على(علیه السلام) فرمود: هر روز ما نوروز است.

* نعمان بن محمد تمیمى در کتاب دعائم الاسلام روایت مى کند:

عنه [على]( علیه السلام) أنّه اُهدى الیه فالوذج، فقال: ماهذا. قالوا: یوم نیروز. قال: فَنَیرزوا إن قدرتم کلَّ یومٍ [یعنى تهادوا و تواصلوا فى اللّه ]. براى على(علیه السلام) فالوده هدیه آوردند. فرمود: این چیست؟. گفتند امروز، نوروز است. فرمود: اگر مى توانید، هر روز را نوروز سازید [یعنى به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید. ]

* شیخ طوسى در مصباح المتهجد:

عن المُعلَّى بنِ خُنیس، عن مولانا الصادق(ع) فى یوم النَّیروز، قال(ع): إذا کان یوم النیروز، فاغتسل و البس أنظف ثیابک و تطیب بأطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً، فإذا صلّیت النوافل والظهر والعصر فصلّ بعد ذلک أربع رکعات، تقرأ فى أوّل کلّ رکعه فاتحه الکتاب و عشر مرّاتٍ إنّا أنزلناه فى لیله القدر، و فى الثانیه فاتحه الکتاب و عشر مرّات قل یا أیها الکافرون، وفى الثالثه فاتحه الکتاب و عشر مرّاتٍ قل هو اللّه أحد، و فى الرابعه فاتحه الکتاب و عشر مرّاتٍ المعوّذتین، و تسجد بعد فراغک من الرکعات سجده الشکر و تدعو فیها، یغفر لک ذنوب خمسین سنه.

امام صادق(علیه السلام) در روز نوروز فرمود: هنگامى که نوروز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى که نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار رکعتى بگزار که در رکعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مى خوانى. در رکعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را مى خوانى. در رکعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید را مى خوانى و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر مى گزارى و دعا مى کنى. [بدین ترتیب، ] گناهان پنجاه ساله‏ات بخشوده مى شود.

* ابن فهد حلى در کتاب المهذب البارع چنین آورده است:

و ممّا ورد فى فضله و یعضد ما قلناه، ما حدّثنى به المولى السید المرتضى العلاّمه بهاء الدین على بن عبدالحمید النسّابه دامت فضائله ، ما رواه بإسناده إلى المعلّى بن خُنیس عن الصادق(علیه السلام): إنّ یوم النوروز، هوالیوم الّذى أخذ فیه النّبى(صلوات الله علیه) لأمیرالمؤمنین(علیه السلام) العهد بغدیرخم، فأقرّوا له بالولایه، فطوبى لمن ثبت علیها والویل لمن نکثها، وهو الیوم الّذى وَجَّه فیه رسول اللّه(صلوات الله علیه) علیّاً(علیه السلام) إلى وادى الجن، فأخذ علیهم العهود والمواثیق. وهو الیوم الذى ظفر فیه بأهل النَّهروان، و قتل ذَا الثَدْیه. وهو الیوم الذى یظهر فیه قائمنا أهل البیت وولاه الأمر و یظفّره اللّه تعالى بالدجّال، فیصلبه على کناسه الکوفه. و ما من یوم نوروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه من أیّامنا حفظه الفرس وضیَّعتموه. ثم إنَّ نبیّاً من أنبیاء بنى إسرائیل سأل رَبَّه اَنْ یُحییَ القوم الّذین خرجوا من دیارهم وهم اُلوف حذر الموت فأماتهم اللّه تعالى، فأوحى إلیه أنْ صُبِّ علیهم الماء فى مضاجعهم، فصَبَّ علیهم الماء فى هذا الیوم، فعاشوا وهم ثلاثون ألفاً، فصار صبُّ الماء فى یوم النیروز سنّه ماضیهً لایعرف سببها إلاّ الراسخون فى العلم. وهم أوّل یوم ٍ من سنه الفرس.

قال المعلّى: وأَملى علیّ ذلک، فکتبته من إملائه.

از آنچه در فضلیت نوروز روایت شده و گفته ما را تأیید مى کند، حدیثى است که علامه سید بهاءالدین على بن عبد الحمید، با سند خود از مُعلّى بن خُنیس نقل کرده است که: روز نوروز، همان روز است که پیامبر(صلوات الله علیه) در غدیرخم براى امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت گرفت و مسلمانان به ولایت وى اقرار کردند. خوشا به حال آنان که به این بیعت، استوار ماندند و واى بر آنان که آن را شکستند. و این، همان روزى است که پیامبر(صلوات الله علیه) على(علیه السلام) را به منطقه جنّیان روانه ساخت و از آنان عهد و پیمان گرفت. و همان روز است که على(علیه السلام) بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور مى کنند و خداوند، او را بر دجّالْ پیروز مى گرداند و دجال را در زباله دان کوفه به دار مى آویزد. ما در هر نوروز، امید فرج داریم؛ چرا که نوروز، از ایام ماست که پارسیان آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.

همچنین پیامبرى از پیامبران بنى اسرائیل، از خداوند خواست که گروهى چند هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خویش را ترک گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پیامبر، وحى فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد. پیامبر در روز نوروز، چنین کرد. سپس زنده شدند و تعدادشان سى هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در نوروز، سنتى دیرینه شد که سبب آن را جز آنان که دانشى پایدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسیان است.

معلى گوید: امام صادق(علیه السلام) این سخنان را بر من املا کرد و من نوشتم.

* علامه مجلسى در بحارالأنوار آورده است:

رأیت فی بعض الکتب المعتبره، روى فضل اللّه بن على بن عبید اللّه بن محمد بن عبداللّه بن محمد بن محمد بن عبید اللّه بن الحسین بن على بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن على بن أبى طالب، عن أبی عبداللّه جعفر بن محمد بن أحمد بن العباس الدوریستی، عن أبی محمد جعفر بن أحمد بن علی المونسی القمی، عن علی بن بلال، عن أحمد بن محمد بن یوسف، عن حبیب الخیر، عن محمد بن الحسین الصائغ، عن أبیه، عن مُعَلّى بن خُنَیس، قال: دخلت على الصادق جعفر بن محمد(علیه السلام) یوم النَّیروز، فقال(علیه السلام): «أتعرف هذا الیوم؟». قلت: جعلت فداک، هذا یومٌ تعظّمه العجم وتتهادى فیه. فقال أبو عبداللّه الصادق(علیه السلام): «والبیت العتیق الذی بمکه، ما هذا إلاّ لأمر قدیم اُفسّره لک حتى تفهمه». قلت: یا سیدی! إن علم هذا من عندک أحب إلیّ من أن یعیش أمواتی و تموت أعدائی. فقال: «یا مُعلّى! إن یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ اللّه فیه مواثیق العباد أن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئاً، و أن یؤمنوا برسله و حججه، و أن یؤمنوا بالأئمه(علیه السلام)». وهو أوّل یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهره الأرض. وهو الیوم الذی استوت فیه سفینه نوح(علیه السلام) على الجودی. و هو الیوم الذی أحیى اللّه فیه الذین خرجوا من دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت، فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم. وهو الیوم الذی نزل فیه جبرئیل على النبی(صلوات الله علیه). و هو الیوم الذی حمل فیه رسول اللّه(صلوات الله علیه) أمیرالمؤمنین(علیه السلام) على منکبه حتى رمى أصنام قریش من فوق البیت الحرام فهشمها، و کذلک إبراهیم(علیه السلام). و هو الیوم الذی أمر النبى(صلوات الله علیه) أصحابه أن یبایعوا علیاً(علیه السلام) بإمره المؤمنین. و هو الیوم الذی وجه النبی(صلوات الله علیه) علیاً(علیه السلام) إلى وادی الجن یأخذ علیهم البیعه له. وهو الیوم الذی بویع لأمیرالمؤمنین(علیه السلام) فیه البیعه الثانیه. و هو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النهروان و قتل ذا الثدیّه. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاه الأمر. وهو الیوم الذی یظفر فیه قائمنا بالدجال فیصلبه على کناسه الکوفه. و ما من یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه من أیامنا وأیام شیعتنا، حفظته العجم وضیّعتموه أنتم.

وقال(علیه السلام): إن نبیاً من الأنبیاء سأل ربه کیف یحیی هؤلاء القوم الذین خرجوا، فأوحى اللّه إلیه أن یصب الماء علیهم فی مضاجعهم فی هذا الیوم، وهو أول یوم من سنه الفرس، فعاشوا و هم ثلاثون ألفاً، فصار صب الماء فی النیروز سنّه.

فقلت: یا سیدی! ألا تعرّفنی جعلت فداک أسماء الأیام بالفارسیه؟ فقال(علیه السلام): یا مُعَلّى! هی أیام قدیمه من الشهور القدیمه، کلّ شهر ثلاثون یوماً لا زیاده فیه ولا نقصان.

مُلّى پسر خُنَیس گوید: در روز نوروز، بر امام صادق(علیه السلام) وارد شدم. فرمود: آیا این روز را مى شناسى؟. گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیانْ گرامى مى دارند و به یکدیگر هدیه مى دهند. فرمود: سوگند به خانه کعبه که این، رمزى دیرینه دارد و برایت روشن مى سازم تا آگاه گردى. گفتم: سرورم !آموختن این امر از شما برایم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.

آن گاه فرمود: اى معلّى! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پیمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این همان روز است که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل هاى زمین روییدند. این همان روزى است که کشتى نوح(علیه السلام) بر ساحل جودى آرامش یافت و همان روزى است که خداوند، گروهى چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بیرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر پیامبر اسلام است و روزى است که پیامبر(صلوات الله علیه) امام على(علیه السلام) بر دوش گرفت تا بت هاى قریش را در مسجد الحرام شکست و در همین روز، ابراهیم، بت ها را شکست. این همان روزى است که پیامبر به یارانش دستور داد با على(علیه السلام) بیعت کنند و در همین روز، على را براى بیعت گرفتن از جنیان فرستاد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمؤمنین انجام شد. در همین روز بر نهروانیان پیروز شد و ذوالثدیه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در این روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قیام کنند و در همین روز، قائم ما بر دجّال پیروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داریم؛ چرا که آن از روزهاى ما و شیعیان ماست. فارسیان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضایع کردید.

و فرمود: یکى از پیامبران بنى اسرائیل از خداوند پرسید چگونه مردمانى را که خارج شدند، زنده مى کند. خداوند بدو وحى کرد که در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد و آن، اولین روز سال فارسیان است و آنها زنده شدند، در حالى که سى هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در نوروز، سنّت شده است.

گفتم: آیا نام هاى روزهاى فارسى را به من تعلیم نمى‏دهى؟ فرمود: اى معلّى! اینها روزهایى کهن از ماه هایى کهن است. هر ماه، سى روز است، بدون کم و کاست.

* محدث نورى در مستدرک الوسائل به نقل از کتاب حسین بن همدان آورده است:

عن المفضّل بن عمر، عن الصادق(علیه السلام)، قال له فى خبر طویل فى جمله کلامه(علیه السلام):أ فأوحى اللّه الیه: یا حزقیل! هذا یوم شریف عظیم قدره عندى، و قد آلیت أن لایسألنى مؤمن فیه حاجه الا قضیتها فى هذا الیوم و هو یوم نیروز.

مفضّل، فرزند عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که: خداوند بر حزقیلْ وحى فرستاد که: این روز، روزى گرامى و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مؤمنى در این روز از من حاجتى بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است.

* بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۹۲

در روايتى منسوب به حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) آمده است كه مى فرمايد: نوروز، روزى است كه پروردگار از بندگان پيمان گرفته است او را عبادت كنند و بدو شرك نورزند و به فرستادگانش و امامان(عليهم السلام) ايمان آورند. نوروز، روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرده و هيچ نوروزى نيست مگر اين كه ما در آن روز در انتظار از ميان رفتن سختيهاييم; زيرا نوروز از روزهاى ما و شيعيان ماست.

* وسائل الشيعه، ج ۷، صص ۳۴۶

در روايتى ديگر از معصوم(عليه السلام) وارد است: چون نوروز فرا مى رسد، غسل كنيد، لباس پاكيزه بپوشيد، خود را معطّر سازيد و در آن روز، روزه گيريد.

* بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۱۰۰

البته در روایتی که از امام کاظم(عليه السلام) نقل شده که ایشان در جواب در خواست منصور عباسی که از ایشان خواسته بود هنگام عيد نوروز در جايى بنشيند و به ديگران تبريك و تهنيّت گويد، مى فرمايد: در اخبار جَدّم رسول الله(صلوات الله علیه) خبرى از اين روز(نوروز) نيافتم.

مرحوم مجلسى پس از ذكر اين روايت، مى گويد: ممكن است بتوانيم اين خبر را حمل بر تقيّه كنيم.

 




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. سمانه گفت:

    سلام سه تا از احادیث مربوط به نوروز رو خوندم ممنون از زحماتتون.