تاريخ انتشار : 5 فوریه 2012 تعداد بازديد : 5210

 پیام آور رحمت


پیام آور رحمت

ولایت پیامبر اکرم (ص)

خدا خواست که نیک بختی را به زمینیان اهدا کند . پس نور محمد (ص) را در سرزمینی  همه ظلمت ودر شب ظلمانی تاریخ منور ساخت تا مهربانانه به پروش مردم پرداخته ،شب های تیره و سرد غم آلود دور ماندگان  از خدا را گرما بخشد .


در آغازین  ساعات هفدهمین روز از ماه ربع الاول در سالی که سپاه ابرهه به مکه حمله کرد ، پیامبر اکرم (ص) دیده به جهان گشود .ولادت او را همراه با نشانه هایی گزارش کرده اند ؛ از جمله :

لرزیدن کاخ مداین وفرو ریختن  سیزده کنگره  آن ، خاموش شدن آتشکده فارس  بعد از هزار سال ، خشک شدن دریاچه ساوه و واژگون شدن بت های درون کعبه .

این حوادث بیشتر بیان گر سپری شدن روزگار جاهلیّت  وآغاز عصر بینش ، دانش ، بیداری وعدالت است واین حوادث را باید نشانی از طرد آئین کهنه و خرافی بت پرستی ومجوسی ودر انداختن آئینی نو برای هدایت    انسان ها تفسیر کرد .

چون تاریخ نویسان ، رحلت پیامبر (ص) رادر سال۶۳۲ میلادی نوشته اند وحضرتش به هنگام رحلت ۶۳ساله بوده ، پس سال تولد او باید بین ۵۶۹-۵۷۰ میلادی باشد

عبدالله پدر او پس از آن که آمنه دختر وحب رئیس طایفه بنی زهره رابه زنی گرفت ، چند ماه پس از عروسی ، در یکی از سفر های تجارتی خود ، هنگام باز گشت از شام ، در یثرب در گذشت. محمد (ص) دوران شیر خوارگی را نزد زنی از قبیله سعد که حلیمه نام داشت ، سپری کرد  . در شش سالگی ، مادرش را از دست داد ونیای او عبدالمطلب ، سرپرستی اورا عهده دار گردید . در هشت سالگی وی ، عبدالمطلب جهان را بدرود گفت و محمد (ص) تحت سرپرستی عمویش ، ابو طالب در آمد .

وقتی محمد از صحرا به مکه برگشت  در تبه های اطراف مکه به گوسفند چرانی اشتغال جست . پیش از آن نیز در صحرا با برادران رضاعی خود به گوسفند می چراند .

چیست رازی که در دل صحرا خفته است ؟ چیست رمزی که سکوت صحرا ، نجوا می کند ، چیست شکوهی که صحرا شکفته می کند ، چگونه است خلقی که صحرا خلق می کند  وکدامین الهام را به دل ملهم می کند که پیامبران جمله در صحرا بوده اند و چوپان !

چیست رمز چوپانی ورموزی که قرایط به محمد (ص) باز گفت ؟!

راز این اشتراک چیست ؟ راز شبانی پیامبران ؟ چیز هایی به ذهن می آید : شاید خلوت صحرا ،حرکت، سکوت ، اندیشه ، شجاعت ومهربانی ، بردباری ورهبری و…

پیامر (ص) : هیچ پیغمبر خدای  نبوده است که وی شبانه نکرده وگوسفند نچرانیده باشد .

اصحاب پرسیدن تو نیز ؟

و او گفت: من نیز




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)