تاريخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ تعداد بازديد : 4724

 نبی اکرم در کلام مولا علی (ع)


نبی اکرم در کلام مولا علی  (ع)

میلاد پیامبر مبارک باد

شرف و جلال پيمبران بُوَد از جلال محمدى‏
سبب وجود جهانيان همه از كمال محمدى‏
نرسد خرد بكمال او، نه بشر بكنه جلال او
شعف و صفاى بهشتيان همه از جلال محمدى‏
بلغ العلى بكماله كشف الدجى بجماله‏
حسنت جميع خصاله صلّوا ت عليه و آله‏

وقتی می خواهیم شخصیت بزرگی را بشناسیم معمولا به نزد افرادی می رویم که سالیانی با او بوده است و در شادی و غم همدیگر شریک بوده اند . پس برای شناخت پیامبر (ص) چه کسی بهتر از علی ( ع ) که از همان دوران کودکی با پیامبر (ص) بوده است و در غم و شادی ایشان شریک می باشند

پيش رو داريد نگاهى است به شخصيّت والاى نبى اکرم (ص) در كلام بلند على (ص) در نهج البلاغه .

یا مولا پیامبر که بود ؟

خطبه :  ۱۰۰  

و  گواهی می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اوست ( خداوند است ) . او را فرستاد تا فرمان وی را آشکار و نام خدا را بر زبان راند . پس با امامت ، رسالت خویش را به انجام رساند و با راستی و درستی به راه خود رفت ، و پرچم حق را در میان ما به یادگار گذاشت ، هر کس از آن پیشی گیرد از دین خارج و آن کس که  از آن عقب ماند هلاک گردد و هر کس همراهش باشد رستگار شود .

خطبه ۲۱۴ :  

گواهی می دهم که خدا عدل است و دادگر ، و دادرسی جدا کننده حق و باطل ، و گواهی می دهم که محمد (ص)  بنده و فرستاده او سرور مخلوقات است . هرگا ه (خداوند)آفریدگان را به دو دسته کرد او را در بهترین آنها قرار داد ، در خاندان او نه زناکار و نه مردم بدکار است

 خطبه  : ۱۷۸

پیامبر (ص) برای تشریح حقایق آیین الهی انتخاب ، و به ارزش های ویژه اخلاقی گرامی داشته شد ( خداوند) او را برای رسالت های کریمانه اش بر گزید . نشانه های هدایت به وسیله او آشکار و تاریکی های جهل و گمراهی با نور هدایت او از میان رفت .

یا علی زندگی پیامبر چگونه بود ؟

 خطبه : ۱۶۰ 

و همانا پیامبر « که درود خدا بر او باد » بر روی زمین می نشست و غذا می خورد و چون برده ساده می نشست ، و با دست خود کفش خود را وصلا می زد و جامه خود را با دست خود می دوخت و بر الاغ برهنه می نشست و دیگران را پشت سر خویش سوار می کرد .

 یا مولا از پیامبر برایمان بگویید.  

خطبه : ۱۳۳

خدا پیامبر (ص) را پس از یک دوران طولانی که دیگر پیامبران نبودند ، فرستاد، زمانی که میان طرفداران مذاهب گوناگون نزاع در گرفته و  راه اختلاف می پیمودند . پس او را در پی پیامبران فرستاد و وحی را با فرستادن پیامبر (ص) ختم فرمود . پس پیامبر (ص) با تمام مخالفانی که به حق پشت کردند ، و از آن منحرف گشتند به مبارزه پرداخت .

خطبه : ۱۶۱

خداوند پیامبرش را با نوری درخشان ، و برهانی آشکار ، و راهی روشن ، و کتابی هدایتگر برانگیخت .

خانواده او نیکوترین خانواده ، و درخت وجودش از بهترین درختان است که شاخه های آن راست و میوه های آن سر به زیر و در دسترس همهگان است ، زادگاه او مکه ، و هجرت او به مدینه پاک و پاکیزه است ، که در آنجا نام او بلند شد و دعوتش به همه جا رسید خدا او را با برهانی کامل و کافی   ( قرآن) و پندهای شفابخش و دعوتی جبران کننده فرستاد . با فرستادن پیامبر (ص) شریعت های ناشناخته را شناساند ، و ریشه بدعت های راه یافته در ادیان آسمانی را قطع کرد و احکام و مقررات الهی را بیان فرمود . پس هر کس جزء اسلام دینی را انتخاب کند به یقین شقاوت او ثابت ، و پیوند او با خدا قطع ، و سقوطش سهمگین خواهد بود ، و سرانجامش رنج و اندوهی بی پایان و شکنجه ای پر درد می باشد .

خطبه :  ۱۰۸  

( خداوند )  پیامبر (ص) را از درخت تنومند پیامبران ، از سرچشمه نور هدایت ، از جایگاه بلند و بی همانند ، از سرزمین بطحاء ، از چراغ های برافروخته در تاریکی ها ، و از سرچشمه حکمت برگزید .  پیامبر (ص) طبیبی است که برای درمان بیماران سیار است. مرهم های شفا بخش او آماده ، و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته . برای شفای قلب های کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال ، آماده ، و با داوری خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است .

 خطبه : ۱۱۶

خداوند پیامبر را فرستاد تا دعوت کننده به حق ، و گواه اعمال خلق باشد . پیامبر (ص) بدون سستی و کوتاهی ، رسالت پروردگارش را رسانید ، و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر تراشی جنگید . پیامبر(ص) پیشوار پرهیزگاران ، و روشنی بخش چشم هدایت شدگان است

 خطبه  : ۹۶  

قرارگاه پیامبر (ص) بهترین قرارگاه و محل پرورش او شریف ترین پایگاه است . در معدن بزرگواری و گاهواره سلامت رشد کرد ، دلهای نیکوکاران شیفته او گشته ، توجه دیده ها به سوی اوست . خداوند به برکت او کینه ها را دفن کرد و آتش دشمنی ها را خاموش کرد با او میان دلها الفت و مهربانی ایجاد کرد و نزدیکان را از هم دور ساخت . انسان های خوار و ذلیل و محرم در پرتو او عزت یافتند . و عزیزانی خودسر ذلیل شدند . گفتار او روشنگر واقعیت ها و سکوت او زبانی گویا بود

خطبه  : ۱۰۰

راهنمای این پرچم ، با درنگ و آرامش سخن می گفت ، و دیر و حساب شده به پا می خواست ، و آنگاه که برمی خاست سخت و چالاک ، به پیش می رفت ، پس چون در اطاعت او در آمدید، و او را بزرگ داشتید ، مرگ او فرا رسید و خداوند او را از میان شما برد

یا علی دنیا در نظر پیامبر چگونه بود ؟  

خطبه :  ۱۶۰

پس به پیامبر پاکیزه و و پاکت اقدا کن ، که راه و رسم او الگویی است برای الگو طلبان  ، و مایه فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد ، و محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام بر جایگاه قدم او نهد .

پیامبر (ص) از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند ، و به دنیا با گوش چشم نگریست دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر و شکمش از همه خالی تر بود ، دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد آن را دشمن داشت ، و چیزی را که خدا خوار شمرده ، آنرا خوار انگاشت ، و چیزی را که خدا کوچک شمرده کوچک و ناچیز می دانست اگر در ما نباشد جزءآن که آنچه را خدا و پیامبرش دشمن می دارند دوست بداریم یا آنچه را که خدا و پیامبرش دشمن می دارند دوست بداریم یا آنچه را خدا و پیامبرش کوچک شمارند بزرگ بداریم برای نشان دادن دشمنی ما با خدا ، و سرپیچی از فرمانهای او کافی بود !

پرده ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویر هایی در آن بود به یکی از همسرانش فرمود ، این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هرگاه نگاهم به آن می افتد به یاد دنیا و زینت ها آن می افتم . پیامبر (ص) با دل از دنیا روی گرداند ، و یادش را از جان خود ریشه کن کرد ، و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند ، و از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند ، و امید ماندن در دنیا نداشته باشد ، پس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد ، و دل از دنیا برکند، و چشم از دنیا پوشاند .

و چنین است کسی که چیزی را دشمن دارد خوش دارد به آن بنگرد ، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگانی رسول خدا (ص) برای تو نشانه هایی است که تو را به زشتی ها و عیب های دنیا راهنمایی کند ، زیرا پیامبر(ص) با نزدیکان خود گرسنه به سر می برد . و با آن که مقام و منزلتی بزرگ داشت ، زینتهای دنیا از دیده او دور ماند .

خطبه :  ۱۰۹

پیامبر (ص) دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد . آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی می فرمود . و می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید پیامبر(ص) از جان و دل به دنیا پشت کرد ، و یاد آن را در دلش میراند .

دوست می داشت که زینت های دنیا از چشم او دور نگه داشته شود ، تا از آن لباس فاخری تهیه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نکند ، و برای تبلیغ احکامی که قطع کننده عذر هاست تلاش کرد ، و امت اسلامی را با هشدارهای لازم نصیحت کرد ، و با بشارت ها مردم را به سوی بهشت فراخواند ، و از آتش جهنم پرهیز داد .

یا ابو طالب معجزه ای از پیامبر برایمان بگویید.  

خطبه :  ۱۹۲

من با پیامبر بودم که سران قریش نزد  او آمدند و گفتند :

«ای محمد ( ص ) تو ادعای بزرگی کردی ، که هیچک از پدران و خاندانت نکردند ، ما از تو معجزه ای می خواهیم ، اگر پاسخ مثبت داده ، انجام دهی ، می دانیم تو پیامبر و فرستاده خدا یی ، و اگر از انجام آن سر باز زنی ، خواهیم دانست که ساحر و دروغگویی . پس پیامبر (ص) فرمود « شما چه می خواهید ؟ » گفتند : این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شده و در پیش تو بایستد . »

پیامبر (ص) فرمود : خداوند بر همه چیز تواناست . حال اگر خداوند این کار را بکند ایمان می آورید؟ و به حق شهادت می دهید ؟ گفتند : آری ، پیامبر (ص) فرمود : من به زودی نشانتان می دهم آنچه را که درخواست کردید. همانا بهتر از هر کس می دانم که شما به خیر و نیکی باز نخواهید گشت ، زیرا در میان شما کسی است که کشته شده در چاه « بدر » دفن خواهد شد ( جسد عُتبه و شیبه ، پسران ربیعه و امیه و پسران عبدالشمس و ابوجهل و برخی دیگر در جنگ بدر در چاه بدر (چاهی در بین مکه و کوفه ) ریخته شد و دسته جمعی در آن دفن شدند) و کسی است که جنگ احزاب را تدارک خواهد کرد ( این شخص ابو سفیان است ) سپس به درخت اشاره کرد و فرمود « ای درخت اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی من پیامبر خدایم ، از زمین با ریشه ات در آی و به فرمان خدا در پیش روی من قرار گیر » سوگند به پیامبری که خداوند او را به حق مبعوث کرد ، درخت با ریشه هایش از زمین کنده شده و پیش آمد که با صدایی شدید چونان به هم خوردن بال پرندگان ، یا به هم خوردن شاخه های درختان جلو آمد و در پیش روی پیامبر (ص) ایستاد که برخی از شاخه های بلند خود را بر روی پیامبر و بعضی دیگر را بر روی من انداخت و من در طرف راست پیامبر ایستاده بودم ، وقتی سران قریش این منظره را مشاهده کردند با کبر و غرور گفتند « به درخت فرمان ده ، که نصفش جلوتر آید ، و نصف دیگر در جای خود بماند » پیامبر فرمان داد نیمی از درخت با وضعی شگفت آور و صدایی سخت به پیامبر نزدیک شد گویی می خواست دور آن حضرت بپیچد اما سران قریش از روی کفر و سرکشی گفتند « فرمان ده این نصف باز گردد و به نیم دیگر ملحق شود ، و به صورت اول درآید » پیامبر دستور داد و چنان شد . من  گفتم لا اله الا الله ، ای رسول خدا من نخستین کسی هستم که به تو ایمان آوردم ، و نخستین فردی هستم اقرار می کنم که درخت با فرمان خدا برای تصدیق نبوت ، و بزرگداشت دعوت رسالت ، آنچه را خواستی انجام داد . اما سران قریش همگی گفتند : « او ساحری است دروغگو ، که سحری شگفت آور دارد ، و سخت با مهارت است »

و خطاب به پیامبر گفتند :« آیا نبوت تورا کسی جزء امثال علی ( ع) باور می کند ؟ »

 




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. علیرضا گفت:

    سلام برادر وب عالی داری خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم
    یا علی