تاريخ انتشار : ۸ آذر ۱۳۹۰ تعداد بازديد : 10066

 حوالی کربلا چه گذشت؟


بسم الله الرحمن الرحیم

کاروان به روستاهای”طف”نزدیک شد.در آنجا امام ندایی شنیدند که این عبارت را همراه با غبار سوزان کربلا با خود حمل می کرد: انا لله و انا الیه راجعون،و الحمد الله رب العالمین؛ما از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم و سپاس و شکر,تنها سزاوار پروردگار همه عالمیان است.

 امام نیز آن ندا را همراهی کردند.فرزند ارشد امام(علی اکبر)با حساسیت خاصی از علت عبارت جاری شده بر زبان پدرش پرسیدند!

امام نیز خبر از شهادت کاروان دادند.

علی اکبر به پدرفرمودند:((ای پدرم،شما را خداوند ناراحت نبیند،آیا ما بر حق نیستیم؟))

امام فرمودند:((آری،قسم به کسی که همه بندگان به او بازمی گردند ما بر حقیم.))

علی گفت:((در این هنگام ابایی ندارم که به حق کشته شوم))

حضرت دستهایشان را بالا بردند و فرمودند:((خداوند بهترین پاداشی را که از سوی پدری بر پسرش عطا می کند،به تو عطا کند)).

آرام آرام مسیر کاروان تغییر می کند و امام پیوسته قافله را به سمت چپ سوق می دهند. کاروان در نهایت به نینوی می رسد.که ناگاه((مالک بن بشیر))فرستاده ابن زیاد فرا میرسد،نامه را به حر تحویل میدهد و به حر و یاران او سلام می دهد ولی به امام حسین علیه السلام و اصحابش سلام نمی کند.متن نامه چنین است:

{هنگامی که نامه ام را خواندی،حسین را در مکانی سکنی ده که در آنجا نه آب باشد،نه آبادی و نه پناهی.}

حر نامه را مطالعه میکند و به امام حسین علیه السلام تحویل می دهد. حضرت نامه را مطالعه میکنند و از او میخواهند که آنها را واگذارد تا در آن قریه(نینوا) فرود آیند.

اما قبول نمی کند و می گوید:((من نمی توانم این مرد(مالک بن بشیر) خود جاسوس ابن زیاد است)).

امام رو به حر کردند و فرمودند:((قدری جلو رویم))

اما همین که به کربلا رسیدند به ناگاه حر و سربازانش راه را بر امام و کاروان بستند.آری آنجا نزدیک رود فرات بود و اسب امام نیز در همین جا از حرکت باز ایستاد.

آری! کاروان امام در نهایت در روز پنجشنبه،دوم محرم الحرام سال شصت و یک هجری در کربلا فرود آمدند.و کربلا آخرین زمینی بود که پس از ۲۸ منزلگاه میزبان حسین ابن علی علیه السلام و یارانش بود.

امام نام آن محل را پرسیدند.

زهیر گفت:((اینجا را به کرب و بلا می شناسند))

و در اینجا بود که به ناگاه اشک در چشمان مبارک امام حلقه زد و فرمودند:((فرود آیید،اینجا محل بار نهادن ما و ریخته شدن خون ماست و اینجا محل قبور ماست.این گونه جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود)).

همه فرود آمددند و بارها را بر زمین نهادند.حر و یارانش در ناحیه ای دیگر فرود آمدند.هنگام ورود،امام همه فرزندان،برادران و اهل بیت خویش را گرد آوردند و در حالی که به آنها نظر میکردند

گریستند و این گونه لب به سخن باز کردند:

((پروردگارا،ما خاندان پیامبر تو محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستیم،که اینگونه ما را بیرون کرده و از حرم جدمان رانده و آزرده اند و بنی امیه به ما تجاوز و ستم روا داشته اند.پروردگارا حق ما را از آنها بگیر و ما را بر قوم ستمگر یاری فرما.))

پس از آن به یاران خود رو کرده و فرمودند:

((مردم بنده ی دنیایند و دین به زبان آنها قدری شیرین آمده است.تا آنجا که معیشت آنان را برآورد،به گرد آن می گردند.ولی در هنگامی که به بلا گرفتار آیند،دینداران اندک اند)).




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. محمود گفت:

    با سلام و عرض خسته نباشید.

    ایام محرم رو تسلیت عرض می کنم.

    وبلاگ عالی و جالبی دارید.

    ما در وبلاگ بدون مرز خواستار همکاری با دوستان ولایی هستیم در صورت امکان و علاقه :
    منتظر دوستان ولایی خود هستیم.
    تشکر