تاريخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۹۰ تعداد بازديد : 1588

 شادی

 

 شادی از دید گاه قرآن کریم

اگر بخواهیم شادی را از نظر قرآن کریم بیان کنیم به دو وازه می رسیم یکی سرور و دیگری فرح

 سرور یکی از حالات روحی و روانی و واکنش طبیعی انسان نسبت به برخی از رخدادهاست.

ای خوش منادی های تو در باغ شادی های تو          

   بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو

انسان نسبت به امور مختلف واکنش های متعدد و متنوعی از خود بروز می دهد. اموری ویرا به هیجان می آورد و خوشحالی را در وی برمی انگیزاند به گونه ای که این واکنش درضربان و تنفس و تغییرات دیگر در خون و پوست و دیگر اعضا و جوارح او نمود می یابد. چهره باز می شود و گشادگی و تبسم در چهره وی آشکار می گردد. برخی دیگر از امور همواکنش متضادی در وی برمی انگیزد و موجب می شود در کارکرد اعضا و جوارح وی اختلالایجاد شود و نوعی واکنش رفتار ناهنجار و ناخوش از خود بروز و ظهور دهد که همگان بااین دو حالت در خود و اطرافیان خویش آشنا هستند و به شادی و اندوه از آن یاد میکنند. گاه هیجانات به اندازه ای است که می توان گفت بیرون از مهار و کنترل شخص است. این هیجانات شدید موجب می شود که او در رفتار و کنش های خویش نوعی عدم تعادل را بهنمایش بگذارد. در کاربردهای عربی و حتی قرآنی می توان این ادعا را تأیید کرد کهسرور به معنای هیجانات متعادلی است که انسان در هنگام رخدادهای خوشایند از خود بروزمی دهد. از حرکات و سکنات و امور دیگر می توان این را دریافت که شخص از وضعیت کنونیو یا رخداد، خشنود است و رضایتمندی خویش را به اشکال مختلف نشان می دهد. تشدیدهیجانات و بروز و ظهور آن در زمانی که امر خوشایند بیش از اندازه وی را به حرکتدرآورد به عنوان فرح نامیده می شوداز این روخداوند کسانی را که فرح می ورزند دوست نمی دارد و به صورت یک آموزه دستوریاز فرح ورزی بازداشته و فرموده است :

لَا تَفْرَحْ إِنَّاللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

 فرح مکن که خداوند فرح کنندگان را دوستنمی دارد

البته مورد و انگیزه هایی که موجب فرح می شود می تواند در مثبت و منفی بودن فرحنقش مهم و تأثیرگذار داشته باشد؛ به این معنا که حالات فرح به خودی خود امری خنثیاست و نمی توان حکم به خوبی و یا بدی صرف آن کرد؛ ولی از آن جایی که برخی از آیات به صراحت و مطلق حکم به بدی و نابهنجاری امر فرح می کند، به نظر می رسد که امریمنفی و حالتی ناخوشایند و مذموم در بینش و نگرش قرآنی و وحیانی است و در مواردی کهبه فرح مومنان اشاره شده است به معنای استثناست.

مواردی که قرآن به جهت عوامل و انگیزه هایی، امر به مثبت بودن فرح می کند، مواردیاست که مومنان به جهت ابراز مسرت و شادی از نعمتی خدادادی، اقدام به فرح نموده اند. مانند آیه ۵۸ سوره یونس که سخن از فضل و رحمت الهی است که نصیب مومنان شده است و بهمومنان می فرماید برای این امور معنوی و الهی می توان و باید فرح مند شد.(رعد آی

شادی در نظر گذشتگان :

پاسی ها شادی را آفریده اهورامزدا و اندوه و سوگ را آفریده اهریمن می دانستندآنها خود را موظف می دانستند تا جنگ و بیماری را که سپاه اهریمن است بر اندازند تا خود و دیگران به رفاه برسند ؛ تا زمبن هایشان آباد و همسایگانشان خوشبخت باشند ؛ تا سپاه اهورامزدا پیروز شود

همچنین ایرانیان قدیم ، چنان به شادی و نشاط اجتماعی معتقد بودند که حتی در مرگ نزدیکان نیز گریستن را امری ناپسند می شمردند چنان چه در بندهش به نقل از کتاب جهان فروری ، نوشته استاد بهرام فره وشی آمده است « این که بدان جهان شود دیگران را نشاید که گرستن کنند و اندوه دارند و شیون و موید کنند ، چرا که هر اشک که از چشم شود آن رودی شود پیش چینود ( پل صراط ) پس روان آن مردآن جا بماند و او را از آن جا گذر سخت شود پس می باید که اوستا بخوانند ، تا او را آن جا گذر آسان شود .»۲

مردم ایران باستان ، هر سال حدود شصت روز را به مناسبتهای مختلف جشن می گرفتند  و به شادی و خوشحالی می پرداختندکه از مهمترین این جشن ها می توان به نوروز ، مهرگان و سده اشاره کرد  و همچنین ایرانیان باستان برای سی روز ماه نام خاصی انتخاب کرده بودند و هر گاه نام روز ها با نام ماه ها برابر می شود به دست افشانی می پرداختند ، مثلا  روز چهارم ماه را خرداد نهاده بودند و هر وقتی که روز چهارم از ماه خرداد می رسید به جشن و شادی می پرداختند .

شادی در دوران جدید :

متأسفانه در جامعه امروزی ما بنا به تعابیر غلط و خالی از استدلال ، چندی است تفکر اهورایی متروک  مانده و علارقم آن که در فرهنگ دینی ما شادی و نشاط از آموزه های محکم و انکار ناپذیر است ، برخی به غلط اندوه و انزوا را جایگزین شور و نشاط و سرور قلمداد کرده اند تا جایی که آثار زیان بار آن در ابعاد مختلف جامعه رخ نموده است به طوری که در بافت جوان جامعه ما ، شادی و پورایی یک جامعه متحرک و سخت کوش به چشم نمی خورد و به همین دلیل است که مصلحان دلسوز و اندیشمند جامعه در یافته اند که عواملی نظیر اعتیاد و معظلات اقتصادی و اجتماعی موجب بورز چنین پدیده ای شده است ؛ پس جا دارد به پروی از کلام مولا که فرمودند « السرور یبسط و نفس و یسر و نشاط » دوباره به این معجزه درونی رو کنیم ؛ تا به گفته ی ولئو  بوسکالیا که می گوید « بخند و بگذار گل خنده بر لبانت شکوفا بماند »

چو شادی بکاهد ، بکاهد روان          خرد گردد اندر میان ناتوان

منابع:                                                                                   www.hairmeys.com .1

۲٫کتاب نوروز و فلسفه ی هفت سین(نوشته ی سید محمد علی دادخواه)
۳٫کتابگلستان ادب فارسی از(غضنفر عبدی- سید مسعود پاک نژاد- مجید آقا امینی ها)




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)