تاريخ انتشار : ۷ شهریور ۱۳۹۰ تعداد بازديد : 3054

 شروع تابستان


بسم الله

تابستان

…و تابستان رسید و شد هوا گرم

شده این سان ، کجا و نا کجا گرم

نه هشداری به ما داد و نه زنگی

شد این بار البته او بی صدا گرم

ز گرما حال یخ بد گشت، بعدش

شد او نا چار با قوا گرم

نگیرد شاعر از یارش سراغی

که فعلا می وزد باد صبا گرم!

به زیر باد کولر های گازی

شده افسانه ها  زین ماجرا گرم

به من خندید یارم چون لبویی

بهش گفتم هوا گشته بابا! گرم

ز تابستان ما چیزی شنیدی؟

بیا تا گویمت قصه ها گرم

به من گفتش خبر دارم ، شنیدم

بود چون ساحل آنتالیا گرم

به او گفتم :کجای کاری ای دوست؟

جهان در خویش دارد گرم تا گرم

همه مردم ز بوی خویش در شرم

چنین شد کارزار عطر ها گرم

ز گرما البته ، وحشت نداریم

که گشته این وسط ارض و سما گرم!

ولی گوییم آخر خانه ی ما

چرا گردد فقط چون استوا گرم

نه پای پیش رخت افکندنم هست

نه نایی که بگوییم: آخ چرا گرم؟

***************************

هنر هم گو پس از عیبش که فردا

نگوید کس فلانی ضده با گرم

حضور داغ تابستان امیدی است

که گردد محفل این روزها گرم

و اصلا فصل گرما خوب و نیک است

به تابستان بگو که پیش آ،گرم!

چه خوب است این که قلب و جان ما هم

شود همچون سر و بازو و پا ، گرم

نکش غمدیده جان! داغ گذشته

که حسرت، می گذارد داغ را گرم

یخی در استکان حال انداز

و سر کش آب یخ را مثل ما ، گرم

 

                             عبدا… مقدمی




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)