تاريخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ تعداد بازديد : 10947

 کوتاه اما خواندنی۸

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه ای که خشم انوشیروان را کنترل کرد

انوشیروان،خدمتکار مخصوص درباری داشت،که همواره در خدمتش بود،به او سه کاغذ داد،و گفت((هر وقت من خشمگین شدم و خشمم شدید شد این سه نوشته را یکی پس از دیگری به من بده ))

غلام درباری پیشنهاد انوشیروان  را پذیرفت،تا روزی،انوشیروان بر سر موضوعی،سخت خشمگین شد.غلام یکی از رقعه ها را به او داد که در آن نوشته شده بود:

“خشم خود را کنترل کن تو خدای مردم نیستی”

سپس دومی را به او داد،که در آن نوشته شده بود:

“به بندگان خدا رحم و مهربانی کن،تا خدا به تو رحم کند”

سپس سومی را به او داد،که در آن نوشته شده بود:

“بندگان خدا را به اجرای حق خدا،سوق بده،که در پرتو چنین کاری به سعادت می رسی”

به این ترتیب لحظه به لحظه،از خشم انوشیروان کاسته شد.*

*داستان دوستان،ج۳

                           




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)


  1. کریم فروغی گفت:

    جالب بود

    • عبد النقی گفت:

      بسم الله الرحمن الرحیم
      سلام منبعی که من این داستان ها رو از توش گلچین میکنم کتاب زیبای”کشکول نوجوانان و جوانان”و تالیف آقای یوسف درودگر هست.
      یا علی مدد در پناه حق باشید انشاالله

  2. فرشته گفت:

    واقعاعالی بود با خواندن این نوشته ها چه بسا که حواسمان جمع می شود

  3. mahdi گفت:

    دستتون درد نكنه خوب بود 🙂 🙂

  4. کیان ایرانی گفت:

    خیلی کوتاهتر بود بهتر بود

  5. ناشناس گفت:

    (F) (U) (U) (L) (Y) 🙂

  6. علی گفت:

    عالی بود. اگه میشه عرفای معاصر که در قیدحیاتند رامعرفی کنید.

    • بابک گفت:

      به دریا بنگروم دریا تو بینوم به صحرا بنگروم صحرا تو بینوم

      چشم دلتو باز کنی میبینی داداش گل

      یا مجذوب