تاريخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۰ تعداد بازديد : 1360

 پاسخی به شبهات وهابیت ۲


ادامه قسمت ۱

حال که خیالشان از بحث حکومت و خلافت راحت شد بایدد کاری کنند که مبادا کسی غدیر را به یاد آورده و و این لقمه چرب خلافت را از ایشان برباید .

بهترین کار ، شکستن قداست و حرمت بیت علی و آل علی (ع) بود که شاید در ابتدای امر ، کار بدین سهولت و سادگی نمود نمی کرد . اما وقتی دوبار قنفذ را به در خانه ای که پیامبر (ص) و جبرئیل بر آن بی اجازه وارد نمی شدند فرستادند و دیدند که خیر ، مردم مدینه کاملا خواب و غافلند و اصلا برایشان اهمیتی ندارد که این خانه ، خانه ی خدا و رسول و عترت اوست و این خانه از مصادیق <<فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه>> است

و گویا فراموش کرده اند که در این خانه دختر پاک ، پاکترین انسانها  در فراق پدر عزادار است ، با جرات تمام در حالیکه به دستی آتش و هیزم و به دست دیگر تازیانه و شمشیر حمل می کردند و خود می دانستند که برای عرض تسلیت و سر سلامتی به تنها یادگاران رسول رحمت (ص) هیچ احتیاجی به آتش و تازیانه نیست به پشت در خانه وحی رسیدند . چه بسا در راه به این فکر بودند که اگر مردم مدینه و انصار و اصحاب رسول خدا (ص) این صحنه را ببینند چه عکس العملی از خویش نشان خواهند داد ؟ اما هرچه جلوتر رفتند دیدند که مردم راه را برایشان باز گذارده و بلکه عده ای زود تر از ایشان به پشت در خانه فاطمه سلام الله علیها جمع شده اند که صحنه را خود از نزدیک مشاهده نمایند .

مهاجمین نیز چون چنین دیدند با خیایل راحت و بدون دغدغه فتوحات خویش را شروع و خانه رسالت را فتح و از هیچ عملی که قداست و عظمت این خاندان را در چشم ها خورد کند دریغ نکردند و چه خوب این ماموریت را به انجام رساندند در اثر این این فتح الفتوح ایشان بود که یگانه یادگار پیامبر (ص) می فرمود:

صبت علی مصیبت لو انها           صبت علی الایام صرن لیالیا

و چون بی وفایی این مردم را در عدم حمایت از خاندان رسالت مشاهده فرمود با عجله بار مفارقت را از امت بسته و با قلبی مجروح و پهلویی مضروب و داغی بر جگر در اثر قتل فرزندش محسن به پدر خویش ملحق شد تا شکایت منافقان را به ایشان بنماید .

ادامه این مطلب در قسمت بعد . . .




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)