تاريخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ تعداد بازديد : 2925

 مقبره شیخ فضل اله نوری کجاست؟


مقبره شیخ فضل اله نوری کجاست؟


شیخ فضل اله نوری یکی از چهره های رازناک و همیشه مورد تحقیق مشروطه است مشروطه ای که از هرمنظر به آن نگاه کنیم سرآغاز تحولی شگرف و نقطه عطفی ماندنی درتاریخ معاصرایران می باشد. مشروطه الگوی تازه ای در همه ابعاد با خود آورد در نوشتار حاضر به کوتاهی از دو دیدگاه مذهبی به حرکت مشروطه نیم نگاهی دارم، با واقعه رژی نام میرزای شیرازی اوج بیشتری گرفت و توانست آن همبستگی را بین مردم بوجود آورد که در مقابل شاه ایستادند پس آنگاه شاگردش آخوند ملا محمد کاظم خراسانی بود که شعله تازه ای برفروخت تا از تحریم تنباکو چراغی پر فروغ تر روشن کند پیرامون او بزرگانی همچون علامه محمد حسین نائینی و شیخ اسماعیل غروی محلاتی روحانیون نوگرانی بودند که دل در گرو مردم و خشمی از استبداد لجام گسیخته قاجاری داشتند اینسوترسید کاظم یزدی مرجع تقلید که همانند آخوند خراسانی ساکن نجف بود دنبال مشروعیت قدرت حکومت بودند برای گروه اول مقابله با حکومت قاجار و ایجاد مجلس قانونگذاری شرط بود و گروه دوم هدف اصلی حکومت را اجرای اوامر و دستورات از حلال و حرام شرعی می دانستند و با ید رأس حکومت یعنی شاه مشروعیت خود را از روحانیت کسب کند سیمای این دو اندیشه یا بهتر بگویم درترویج آن مردم هم به دو دسته تقسیم شده بودند که درنهایت گروه اول با تکیه برنفوذ کلام آخوند خراسانی و نیز حرکت مردمی از گروه دوم جلو زد و فرمان مشروطه صادر شد مشروطه اول از ۱۴ مرداد ماه سال ۱۲۸۵ تا دوم تیر ماه سال ۱۲۸۷ پائید و در این دوره با بمباران مجلس دوره معروف به استبداد صغیر شروع شد که تا فتح تهران ادامه یافت در نوشته حاضر و در ادامه طرحی که به دنبال آنم قصدم آن است تا محل دفن سران مشروطه اعم از هواداران گروه اول یا وابستگان به دسته دوم را بر ملا کنم والا در اساس مشروطه و اصولاًمشروطه ایرانی سخنها فراوان رفته و نقاط ثابت نشده نیز فراوان است، در کتاب مکتوبات اعلامیه ها و چند گزارش پیرامون نقش شیخ فضل اله نوری در مشروطیت گردآوری آقای محمد ترکمان ماجرای دفن شیخ فضل اله نوری به گونه ای دیگر آمده است.

نقل قول کتاب از ناحیه فردی است به نام – مدیر نظام – این فرد از مأمورین نظمیه بود ظاهراً این فرد به استناد کتاب فوق از بدوالی الختم واقعه به دار کشیدن شیخ فضل اله نوری و دفن او حضور داشته است گوئیا وی از مأمورین حفظ نظم میدان توپخانه و از هوادران شیخ فضل اله نوری بوده است. همینطور که من بالای ایوان نظمیه به ستون تکیه داده بودم و بهت زده مثل یک مرده این صحنه را تماشا می کردم یک مرتبه دیدم یک کسی از پشت سر با مشت محکم به شانه ام کوبید… سهراب خان مجلل عراقی مافوق ما بود و گفت: آخر اینجا ایستاده ای چکنی برو خانه ات گفتم: قربان روز کشیک من است… محمدعلی شاه بعد از فتح تهران به سفارت روسیه پناه برده بود – مدیر نظام بعد از به دار کشیدن شیخ فضل اله می گوید… از بالای ایوان نظمیه یک کسی فریاد کشید و به مردم گفت: همچنین است بزنید که صدایش توی سفارت به گوش برسد… در اثر طوفانی که آن روز تهران را متلاطم کرده بود که …. دائماً جسد را بالای دار تکان می داد … طناب از گردن آقا پاره شد و نقش به زمین افتاد… جنازه را آوردند در حیاط نظمیه ابتدا روی نیمکتی گذاشتند… دور نعش را گرفتند آنقدر باقنداقه تفنگ و لگد به نعش آقا زدند که خونابه از سرو صورت و دماغ و دهن روی گونه ها و محاسنشان سرازیر شد…

… خلاصه کم کم هوا تاریک و جمعیت هم پراکنده می شدند… هیچکس جز من و مأمورین نظمیه نماند… از خانه یپرم تلفنی ابلاغ کردند که جنازه شیخ فضل اله را تحویل بستگانش بدهید… سه نفر از بستگان شیخ و سه نفر از نوکرهایش در آن ظلمت توپخانه در گوشه ای با یک تابوت منتظر تحویل جنازه بودند… جنازه را در تابوت گذاشتیم و از حیاط بیرون آوردیم.

ساعت ۵ از شب رفته بود… فولادی دو نفر مجاهد همراه جنازه کرد و به ایشان دستور داد. این جنازه را با این اشخاص می برید و غسل را که دادند هر کجا خودشان خواستند با ایشان می روید و شبانه دفن می کنید… مأمورین نظمیه دستور داشتند که شبانه جسد شیخ را دفن کنند و به آنان تکلیف شده بود – مواظب باشید تا در حضور شما نعش دفن نشده برنگردید… ظاهراً صدور دستور دفن جنازه شیخ بعد از آنی صورت گرفت که همسر شیخ فضل اله نامه ای برای عضدالملک می نویسد که… آخر کار خود را انجام دادید لااقل جنازه را به ما تحویل دهید… می دانیم که در این زمان عضدالملک با توجه به خلع محمد علی شاه از سلطنت و به سن قانونی نرسیدن احمد شاه نایب السلطنه ایران بود… سرهنگی که معمولاً ملتزم رکاب نایب السلطنه بوده به خانه یپرم می رود و پیغام عضدالملک نایب السلطنه را به او میدهد وبرای تحویل جنازه اصرار می کند. یپرم باز سرسختی کرد. می گوید: این لاشه باید سوزانده شود اما سرهنگ به یپرم می گوید. امروز مسلمانها همه مست و خواب هستند ولی طولی نخواهد کشید که همه هوشیار و بیدار خواهند شد. آن وقت این عمل شما که امروز رئیس نظمیه هستید یک کینه بزرگی از ملت ارامنه در دل مسلمانها که اکثریت این مملکت را تشکیل می دهند خواهد انداخت که ابداً به صلاح ارامنه نیست و این باعث تحویل جنازه شد.

اصرا ر مجاهدین مسلمان غیراز یپرم خان ارمنی بر دفن شبانه جنازه شیخ فضل اله در همه نوشته های این دوره مشهود است دو مجاهد به همراه بستگان و نوکرهای شیخ همراه جنازه شدند ظاهراً دو مجاهد همراه در یکی از اتاقهای منزل شیخ پذیرائی می شدند تا جنازه توسط شیخ ابراهیم نوری از شاگردان و بستگان شیخ فضل اله غسل داده و خلعت پوشیده شد و در یکی از اتاقها پنهان گردید و تابوت اورا با سنگ و کلوخ وپوشال و پوشاک پرکردند تا سرو صدا نکند و فرزند دوم شیخ یعنی حاج میرزا هادی نامه ای برای متولی قبر شیخ که ظاهراً آماده دفن جسد بود نوشت و از متولی در خواست شده بود تا از … آقایان مجاهدین در حجره خود پذیرائی شایسته بنماید لابد صورت قبری بسازند و تابوت را به مجاهدین برگردانند و همراهان هم مجاهدین را همراهی کنند تا صورت مسئله دفن شیخ عادی جلوه کند. تابوت خالی به وسیله مجاهدین به نظمیه برده و گزارش کفن و دفن داده شد.

حال باید دید با نعش مرحوم شیخ فضل اله شاگردان و اهالی منزل او چه کردند… امروز صبح اوس اکبر معمار را آوردیم و درهای اتاق ۵ دری را که نعش آقا را دیشب در آن گذاشته بودیم تیغه کردیم و رویش را گچ کاری نمودیم. مدیر نظام – عضو نظمیه ای که یپرم خان ارمنی رئیس آن بود و را وی این حوادث می باشد می گوید… دو ماه بعد از شهادت شیخ نوری مرا از نظمیه اخراج کردند وی از کسانی بوده که مدعی است مورد وثوق خانواده آقا شیخ فضل اله بوده است زیرا بعد از اخراج از نظمیه آقا هادی فرزند دوم آشیخ فضل اله اورا به خانه دعوت می کند… معلوم شد که می خواهند جنازه را جابه جا کنند. جنازه را به… اتاق کوچکی که آنور حیاط کوچک بود بردند. البته به گفته مدیر نظام – کم کم مردم فهمیدند که نعش شیخ نوری در خانه اوست صبح تا شب همین طور می آمدند و توی دالان پشت دیوار فاتحه می خواندند و می رفتند تا جائی که صدای بد خواهان بلند شد که … امامزاده درست کرده اید….و گروهی در صدد می آیند که خانه شیخ را تفتیش کنند و… امانت را بشکافند و جنازه را برداشته دورشهر بیفتند. پایان خاطرات – مدیر نظام – در مورد جنازه مرحوم شیخ فضل اله اینگونه است.

همان شب آقا حسین قمی و پسرش آقا نوری را خبر کردیم و با حضور خانم و حاج میرزا هادی و حاج میرزا علی اکبر محرر صندوقه را شکافتند و نعش را در آوردیم همان شبانه آنرا از ته دالان و راه سرتون به مسجد یونس خان که پشت بام خانه بود بردیم شب آنجا بود صبح به اسم یک طلبه ای مرده آنرا با درشکه به امام زاده عبداله بردیم در امام زاده عبداله شب آنرا در حجره ای قرار دادیم … صبحش جنازه را روی سقف دلیجانی گذاشتیم و به طرف حضرت معصومه حرکت دادیم در دلیجان من بودم و حاج میرزا هادی …. شیخ شهید زمان حیات خود در صحن مطهر برای خودش مقبره ای تهیه کرده بود و گفته بود …. این زمین نکره یک روزی معرفه خواهد شد… نزدیک به قم رسیدیم از ترس اینکه مبادا شناخته و سرو صدا بلند شود کاغذی به متولی نوشتم که زنی از خاندان شیخ فوت کرده می خواهیم در مقبره دفنش کنیم و به حاج میرزا هادی سپردیم هنگام دفن تو جلو نیا،مبادا قضیه کشف شود او هم نیامد.

صبح باشتاب قبری فقط به حد نصاب شرعی کندیم. فرصت اینکه عمیقش کنیم نداشتم. مبادا ناگهان خبر شوند و سروقت ما بیایند.

راستی آیا نیازی به کشتن شیخ فضل اله بود او نماد چه مجموعه ای بود که باید کشته می شد آیا گناه او به زعم دسته اول هواداران مشروطه از محمد علی شاه یا عین الدوله بیشتر بوده محمد علی شاه را تنها از شاهی خلع کردند اما سالی یکصد هزارتومان مواجب برای او در نظر گرفتند و عین الدوله همانند علی اصغر خان امین السلطان دوباره به قدرت بازگشت. اما شیخ فضل الله بر دار شد تا کشمکش پنهان همچنان باقی بماند. چرا روحانیون اعم از ساکن تهران یا نجف اقدامی عاجل انجام ندادند موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده و می طلبد تا مقاله ای راجع به نظریات مختلف روحانیون حاضر در انقلاب مشروطه اعم از موافق و مخالف شیخ فضل اله به رشته تحریر در آید.

نعمت احمدی

چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی/سه شنبه ۷شهریور ۱۳۸۵/ ۴شعبان ۱۴۲۷/۲۹ آگوست ۲۰۰۶/ شماره ۱۶۸ تاریخ: ۰۴/۰۴/۱۳۸۵




همچنین بخوانید
ویژه های سایت
آخرین مطالب
هدیه ای ماندگار و اصیل


جهت افزایش کیفیت مطالب لطفا دیدگاه خود را در خصوص این مطلب بیان کنید.

( الزامي ) (الزامي)